واکاوی مفهوم عاقبت به خیری و خوش فرجامی
با استفاده از آیات قرآن و ادعیه ماثوره  می توان در یک جمله عاقبت به خیری را اینگونه تعریف کرد:"انسان در زمان وداع از دنیای فانی و فرا رسیدن مرگ و ورود به عالم ابدی پس از مرگ  پاک دین و پاک آیین ودر حال تسلیم و سرسپردگی و علقه قلبی و فکری به دین حق باشد.حد اقل در دو آیه از آیات قرآن این مفهوم مورد تاکید قرار گرفته است:
۱_"و وصی بها ابراهیم بنیه و یعقوب یا بنی ان الله اصطفی لکم الدین فلا تموتن الا و انتم مسلمون"(بقره 132)"ابراهیم و یعقوب (در واپسین لحظات عمر ) فرزندان خود را به این آیین وصیت کردند(و هر کدام به فرزندان خود گفتند)فرزندان من!خداوند این آیین پاک را برای شما برگزیده است و شما جز به آیین اسلام ( تسلیم در برابر فرمان خدا)از دنیا نروید"
۲_"یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون"(آل عمران 102)"ای کسانیکه ایمانم آورده اید!آنگونه که حق تقوا و پرهیزگاری است از خدا بپرهیزید و از دنیا نروید مگر اینکه مسلمان باشید(باید گوهر ایمان را تا پایان عمر حفظ کنید)".
از نقطه نظر تعلیمی آیات شریفه ،خوش فرجامی به معنای حفظ ایمان و تسلیم امر الهی بودن تا پایان عمر است و در عین حال القا کننده یک پیام مخاطره آمیز و هشدار دهنده است و آن اینکه ممکن است فردی از ویژگی ایمان مذهبی . آیین پاک بهره مند باشد اما به دلایلی تا پایان عمر،قدرت و صلاحیت حفظ آن را نداشته باشد . این پیام ، بسیار نگران کننده  و برانگیزاننده است. انسان علاوه بر کسب عقاید صحیح بایذ مراقب آفتهای تضعیف کننده و از بین برنده آن باشد.رفتارهای ناپسند(گناه) و خصلتهای نکوهیده از قبیل تکبر و دنیادوستی مطلق می توانند از عوامل سوء عاقبت باشند همانند اتفاقی که برای بلعم باعورا(اعراف175 و176) و شیطان (حجر27تا44) و تکذیب و استهزا کنندگان  به آیات خدا(روم 10) پیش آمده است.در مکتب اهل بیت که مصداق "من خوطب به" هستند  و مورد خطاب اصلی قرآن می باشند ، حسن عاقبت مورد توجه ویژه قرار گرفته است و در ادعیه صادره که به منزله قرآن صاعد می باشند ، درخواست توام با تضرع و تذلل از پیشگاه ربوبی برای خوش عاقبتی تاکید ویژه شده است از جمله در دو فقره از دعای شریف ابو حمزه ثمالی  به تبعیت از مفاهیم القایی قرآن ، پاک دینی در زمان وفات وخروج از دنیا مورد عنایت قرار گرفته است:
"اللهم انی اسئلک ایمانا لا اجل له دون لقائک"(مفاتیح الجنان/دعای ابو حمزه ثمالی)"خدایا از تو ایمانی می خواهم که پایانی جز مرگ که لقاء عمومی توست نداشته باشد"."توفنی علی ملتک و سنه نبیک"(قبلی)"خدایا مرا در حال پایبندی به آیین پاکت و روش پیامبرت بمیران".
این خوش فرجامی در پایان نامه معروف حضرت علی (ع)به مالک اشتر نیز مورد درخواست ایشان می باشد:"و ان یختم لی لک بالسعاده و الشهاده"(نهج البلاغه/ نامه53)"و اینکه خداوند پایان عمر من و تو را به شهادت و رستگاری ختم فرماید".
استفاده ای که از آیات و آموزشهای اهل بیت در این زمینه می توان کرد در چند جمله خلاصه می شود:
1_حفظ عقای حق و صحیح و گوهر ایمان تا پایان عمر به اندازه کسب آنها اهمیت دارد.
۲_عواملی مانع استمرار این علقه تا وداع این جهان می شوند (ضرورت آسیب شناسی).
۳_برای استمرار پاک دینی و رفع موانع علاوه بر تلاش فردی  استمداد از خدا وند در قالب دعا مد نظر می باشد.
 
- در انتهای زیارت عاشورا وقتی به سجده می‌رویم به خدای تعالی عرض می‌کنیم:
«اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم، الحمدلله عظیم رزیتی،  الهم ارزقنی شفاعة الحسین یوم الورود و ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین الذین بذلوا مهجهم دون الحسین (علیه السلام).»ش
یعنی: خدایا برای تو حمد و سپاسی مانند حمد و سپاسی که شاکرین برای تو می‌کنند در مصیبت‌های خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) به جای می‌آورم.
حمد وسپاس خدا را در بزرگی مصیبتم. خدایا شفاعت امام حسین(علیه السلام) را در روز قیامت روزی‌ام فرما و مرا در نزد خودت با امام حسین(علیه السلام) و اصحاب امام حسین(علیه السلام) - کسانی که خون خود را فدای امام حسین(علیه السلام) کردند- ثابت قدم بدار.
در این متن چند نکته و درس مهمّ وجود دارد ولی فعلا مقصود ما قسمت انتهایی آن است که از خدای تعالی می‌خواهیم قدم‌های ما را در راه خودش با امام حسین(علیه السلام) و اصحاب امام حسین(علیه السلام) که خون خود را فدای آن حضرت کردند ثابت و محکم قرار دهد.
برای اینکه متوجه شویم در این زیارت از ما چگونه ثبات و استقامیتی می‌خواهند باید بدانیم که در شب عاشورا امام حسین(علیه السلام) رو به اصحاب و اهل‌بیت خود کردند و فرمودند: من بیعت خود را از شما برداشتم و شما را به اختیار خودتان می‌گذارم تا به هرجا که می‌‌خواهید بروید زیرا این‌ها مقصودشان من می‌باشد و اگر به من دسترسی پیدا کنند با دیگران کاری ندارند.
وقتی فرمایشات آن حضرت تمام شد برادران و فرزندان و برادرزادگان و فرزندان عبدالله بن جعفرعرض کردند: به چه علت این کار را بکنیم؟ آیا برای آنکه بعد از شما زندگی کنیم، خداوند هرگز ما را به این کار ناشاسته موفق ننمایند. و اول کسی که این کلام را شروع کرد حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام) بود. سپس دیگران از ایشان تبعیت کردند و از این قبیل سخنان، مطالبی را عرض کردند. تا اینکه اصحاب آن حضرت در جواب آن حضرت مطالبی به این صورت عرض کردند:
مسلم بن عوسجه برخاست و عرض کرد:
 یابن رسول الله آیا ما آن کسی باشیم که دست از شما برداریم؟ آنگاه با چه  حجتی در نزد خدای تعالی در ادای حق شما عذرخواهی کنیم؟ نه! به خدا قسم از خدمت شما نمی‌روم تا نیزۀ خود را در سینه‌های دشمنان شما فرو کنم و تا شمشیر در دست من باشد بدن  دشمنان را مجروح سازم و اگر اسلحۀ جنگی نداشته باشم با سنگ با آنها جنگ کنم.
قسم به خدا! که ما دست از یاری شما بر نمی‌داریم تا خدای تعالی بداند که ما حرمت پیغمبر را در حق شما رعایت کردیم.
به خدا قسم! که من در یاری شما در حدی هستم که اگر بدانم کشته می‌شوم آنگاه مرا زنده می‌کنند سپس می‌کشند  ومرا می‌سوزانند و خاکسترم را به باد می‌دهند و هفتاد مرتبه این عمل را تکرار می‌کنند هرگز از شما جدا نخواهم شد تا موقعی که در خدت شما از دنیا بروم و چگونه این کار را نکنم و حال آنکه یک شهادت بیشتر نیست ولی پس از آن کرامت جاودانه و سعادت همیشگی خواهد بود.
سپس زهیر بن قین برخاست و عرض کرد:
به خدا قسم! من دوست دارم که کشته شوم سپس زنده گردم پس از آن کشته شوم، تا هزارمرتبه مرا بکشند و زنده شوم و در ازای آن خدای تعالی شهادت را از جان شما و جان این جوانان اهل بیت شما دور گرداند.
و هریک از اصحاب آن حضرت، سخنان شبیه این به آن حضرت عرض می‌کردند و زبان حال هریک از آنها این بود:
شاها من اربعرش رسانم سریر فضل    مملوک ابن جنابم و محتاج این درم
گربرکنم دل‌از تو و بردارم از تو مهر  این مهر بر که افکنم آن دل کجا برم
سپس امام حسین(علیه السلام) برای همه دعای خیر فرمودند و جاهایشان را در بهشت به آنها نشان دادند و حورالعین و قصرها و نعمت‌های خود را مشاهده کردند.
و این چنین است که امام حسین (علیه السلام) می‌فرمایند:
قطعاً من اصحابی باوفاتر از اصحاب خود نمی‌شناسم و اهل بیتی از اهل بیت خود نیکوتر سراغ ندارم.1
از جمله‌ای که از زیارت عاشورا متذکر شدیم و این مطالب نتیجه می‌گیریم که اگر بخواهیم واقعاً‌ مانند اصحاب امام حسین(علیه السلام) با امام حسین(علیه السلام) ثابت قدم و استوار باشیم باید آنچنان در عشق و معرفت امام زمانمان (ارواحنافداه) فرو رویم و آنچه داریم را فدای آن حضرت نمائیم که واقعاً بودن ما، بدون امام زمانمان(ارواحنافداه) معنا نداشته باشد. و به این حقیقت پی ببریم که قلب‌هایی که از توجه و محبّت و معرفت آن حضرت خالی است یا آنهایی که به خاطر دنیایشان در حق امام زمان به هر نحوی کوتاهی می‌کنند مردگانی هستند که فقط ازنظر ظاهر تحرکی دارند.
آثار پایداری و ثبات قدم از نگاه قرآن
 برای این که در تهذیب اخلاق به توفیقاتی دست یابیم، به ثبات قدم و استقامت نیازمندیم. اگر در این مسیر، ثبات قدم و استقامت را از دست بدهیم، نه تنها آنچه را که تحصیل کرده‌ایم از دست می‌دهیم، بلکه باید منتظر عواقب کار خود نیز باشیم.

إِنَّ الَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَمُواْ تَتَنزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَئکَةُ أَلَّا تخََافُواْ وَ لَا تحَْزَنُواْ وَ أَبْشِرُواْ بِالجْنَّةِ الَّتىِ کُنتُمْ تُوعَدُونَ نحَنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فىِ الْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَ فىِ الاَْخِرَةِ وَ لَکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِى أَنفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ بر آنان که گفتند: پروردگار ما اللَّه است و پایدارى ورزیدند، فرشتگان فرود مى آیند که مترسید و غمگین مباشید، شما را به بهشتى که به شما وعده داده شده بشارت است. ما در دنیا دوستدار شما بودیم و نیز در آخرت دوستدار شماییم. در بهشت هر چه دلتان بخواهد و هر چه طلب کنید برایتان فراهم است.(فصلت، آیه 03 و 13)

پایداری و ثبات قدم 1

یکی از موضوعاتی که برای تهذیب اخلاق بسیار ضروری می‌نماید، ثبات قدم و پایداری در مسیر تهذیب است که ایات قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام و به پیروی از آن‌ها، بزرگان و علما2نیز بر این موضوع پافشاری دارند. از جمله کلید‌واژه‌های این بحث در قرآن و روایات، واژه «استقامت3» و «ثبات قدم4» می باشد.ممکن است به عللی برای انسان، جذبه‌ای حاصل شود و ناگهان مسیر نادرست خود را تغییر دهد یا فکری او را به حق راهنمایی کند و او تصمیم بگیرد راه درست را بپیماید؛ ولی در این تصمیم ، ثابت نباشد و علل و عواملی او را در این تصمیم سست کند؛ بنابراین صرف ایمان ابتدایی برای سلوک، کافی نیست و سالک باید به مرحله ثبات در ایمان و [عمل] برسد؛ از این رو خداوند در قرآن کریم، یکی از اوصاف برجسته سالکان کوی حق را ثبات قدم می‌داند.5

الف. آثار مادی (وسعت رزق)

قرآن کریم می‌فرماید :و اَنْ لَوِ استقاموا علی الطریقة لَاَستقینهم ماء غدقا6اگر آن‌ها بر طریقه‌ ایمان، پایداری و استقامت کنند، ما آن‌ها را با آب فراوان سیراب می کنیم.در تفسیر این ایه می‌خوانیم : آنچه مایة وفور نعمت می‌شود، استقامت بر ایمان است ؛ نه اصل ایمان7؛لذا در ایة بعد، به نقطه مقابل اشاره می‌کند و می‌فرماید:و من یعرض عن ذکر ربه یسلکه عذابا صعدا و هرکس از یاد پروردگارش روی برگرداند، او را به راه عذاب شدید و روزافزونی می‌برد. استقامت بر طریقه، به معنای ملازمت و ثبات بر اعمال و اخلاق است که ایمان به خدا اقتضای آن را دارد . «ماء غدق» به معنای آب بسیار است و بعید نیست از سیاق استفاده شود که جمله مذکور، بخواهد توسعه در رزق را برساند . اعراض از ذکر خدا، لازمة استقامت نداشتن بر طریقه است که به عذاب پروردگار می‌انجامد.8

ب. آثار معنوی
خداوند متعال می‌فرماید:إِنَّ الَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَمُواْ تَتَنزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَئکَةُ أَلَّا تخَافُواْ وَ لَا تحَْزَنُواْ وَ أَبْشِرُواْ بِالجْنَّةِ الَّتىِ کُنتُمْ تُوعَدُونَنحَْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فىِ الْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَ فىِ الاَخِرَةِ وَ لَکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِى أَنفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ9از این ایات به دست می‌اید که استقامت و پایداری بر ایمان، آثار معنوی متعددی دارد که عبارتند از :

1. نزول فرشتگان بر انسان

برخی روایات، نزول فرشتگان را هنگام مرگ دانسته‌اند و این، از باب ذکر مصداق بارز می باشد؛ ولی در روایات دیگر به معنای گسترده‌تری تفسیر شده است که حال حیات را نیز شامل می‌شود.10 نزول پیاپی فرشتگان که از فعل مضارع «تتنزل» فهمیده می‌شود؛ نشانگرعنایت ویژه‌‌ خداوند به موحدان با استقامت می‌باشد11. آری؛ این بشارت‌های فرشتگان الهی است که در روح و حال انسان بایمان و دارای ثبات قدم پرتو می‌افکند و در طوفان‌های سخت زندگی، به آن‌ها نیرو و توان می‌بخشد.

2. آرامش و اطمینان

یکی از آرزوهای همیشگی بشر، رسیدن به آرامش و رهایی از اضطراب و نگرانی است. آری؛ در پرتو ایمان و استقامت، فرشتگان بر انسان فرود می‌ایند و بشارت می‌دهند که نه از حوادث بیمناک آینده ترس داشته باش و نه از حوادث ناگوار گذشته، اندوه.12

3. مژده به بهشت با همه‌ اوصافش

عبارت «کنتم توعدون» تعبیر جامعی است که همه اوصاف بهشت را که شنیده‌اند در نظر مؤمنان ثابت قدم تداعی می‌کند‌. در فراز بعد می‌فرماید: «ولکم فیها تشتهی انفسکم ولکم فیها ماتدعون». تقدیم «فیها» بر «تشتهی» گویای حصر است؛ یعنی: آنچه می‌خواهید و آرزو می‌کنید، تنها در بهشت بدان دست می‌یابید و در غیر بهشت، این‌گونه نیست که آدمی هر چه بخواهد، بتواند به دست آورد13.

4. مددکاری فرشتگان در دنیا و آخرت

انسان، در حال جنگ تمام عیاری با شیطان است، که دشمن قسم خورده انسان می‌باشد. از طرفی این جنگ، نابرابر است، زیرا شیاطین او را می‌بینند؛ ولی از دید انسان پنهان هستند: انه یریکم هو قبیله من حیث لاترونهم14 این‌جا است که انسان، پیوسته به یاری و امدادهای غیبی نیاز دارد. در پرتو استقامت و پایداری، فرشتگان الهی چنین مژده می‌دهند: نحن اولیاؤکم فی الحیوة الدنیا و الاخرة.ما در زندگی دنیایی و آخرت، یاران و مددکاران شماییم. ]... در نیکی‌ها به شما کمک می‌‌کنیم و در لغزش‌ها و برابر دشمنان، شما را حفظ می‌کنیم.[

5. میزبانی خداوند

مؤمنان با استقامت، از نعمت‌های مادی و معنوی بهشت بهره‌مند می‌شوند که آن هم به میزبانی خداوند بخشنده و مهربان می‌باشد. از سیاق ایة « ان الذین قالوا ربنا الله... نزلا من غفور رحیم» به دست می‌اید که خداوند، لغزش‌ها و گناهان مؤمنانی که دارای استقامت باشند را مورد عفو و بخشش قرار می‌دهد. با توجه به معنای نزل (به معنای پیش‌درآمد پذیرایی از میهمان) تأمین نیازها و ارضای همه خواسته‌ها و آرزوهای اهل ایمان که داری ثبات قدم و استقامت می‌باشند پیش‌پذیرایی خداوند بخشنده و مهربان است15. برخی نیز گفته‌اند: ایه اشاره دارد که این پیش‌پذیرایی اهل بهشت، همان مژده فرشتگان الهی است و این که ما با شما هستیم، تا شما را به بهشت که دار کرامت الهی است، برسانیم16.

با دقت در این مفاهیم و عظمت این وعده‌های الهی، روح آدمی اوج می‌گیرد. در پرتو همین معارف بود که اسلام، انسان‌های نمونه‌ای تربیت کرد که از هیچ ایثاری مضایقه نداشتند و همین ایات، می‌تواند الهام بخش مسلمانان، در راه پیروزی بر شیاطین انسی و جنی باشد. از امام صادق(علیه السلام) حکایت شده است: لوان شیعتنا استقاموا لصافحتهم الملائکة ولأ‌ظلمهم الغمام17 اگر شیعیان ما استقامت داشتند، هر اینه فرشتگان با آن‌ها مصافحه می‌کردند و ابرها بر سرشان سایه می‌افکندند.

در حفر چاه، با چند ضربه، به آب نمی‌توان رسید و استقامت و استمرار لازم است. چه بسا افراد کم‌طاقتی که از رسیدن به آب ناامید می‌شوند؛ در حالی که با یکی دو ضربه دیگر موفق می‌شدند. در مسیر تهذیب اخلاق و رسیدن به آب حیات نیز استقامت و استمرار در عمل لازم است، تا چشم انسان به ملکوت باز شود و آسمان‌ها و زمین که جنود الهی هستند، یار و یاور انسان شوند و راه رسیدن به کمال الهی هموار گردد.

راه‌های تحصیل ثبات قدم و استقامت

1. سحرخیزی و قرائت قرآن

خداوند، در سوره مزمل، سنگینی وحی را بیان می‌کند18 و برای تقویت و ایجاد آمادگی این رسالت الهى، خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: یا ایها المزمل قم اللیل الا قلیلا، نصفه او انقص منه قلیلا او زد علیه و رتل القرآن ترتیلا با سحرخیزی و قرائت قرآن بود که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله ) دارای چنین ظرفیت وسیعی شد و توانست مخاطب فرمان سنگین «فاستقم کما امرت و من تاب معک» شوند.

2. دعا

دومین گام برای به دست آوردن استقامت و ثبات قدم، درخواست از درگاه حضرت حق می‌باشد. همان‌گونه که در شماری از دعاهای قرآنی می‌خوانیم: «ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین19. برای این که این موضوع در وجود انسان نهادینه شود، مستحب است در وضو هنگام مسح پا زمزمه کنیم : «اللهم ثبت قَدَمَی علی الصراط یوم تزل فیه الاقدام». ظهور این دعا درخواست ثبات قدم برای نجات از لغزش در روز قیامت است؛ ولی اطلاقش شامل دنیا نیز می شود20. در زیارت عاشورا نیز چنین ترنم می کنیم: «اللهم ... وثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین».

3. دقت و تفکر در زندگی انبیا و اولیای الهی و مخالفان آن‌ها
قرآن کریم می‌فرماید‌: و کُلاًّ نقص علیک من انباء الرسل ما نثبت به فؤادک و جاءک فی هذه الحق وموعظة و ذکری للمؤمنین21خداوند متعال با بیان سرگذشت انبیا و مخالفان آن‌ها همت و اراده پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و پیروان آن حضرت را تقویت می‌کند22، تا بر اثر مخالفت‌ها و کارشکنی دشمنان، گرد و غبار ناامیدی بر قلب آن‌ها ننشیند و بدانند دشمنان آن‌ها به اندازه فرعون قوی نیستند و خود آن‌ها هم به اندازه‌ موسای در گهواره ضعیف نیستند. همان خدایی که موسی را بر فرعون پیروز نمود، پیروزی شما را هم تضمین می‌کند.

از طرفی در این اخبار، قوانین و حقایقی مربوط به شکست و پیروزی امت‌ها و افراد وجود دارد که برای ما درس‌آموز می‌باشد. از آن‌جا که داستان‌های انبیا سطح عالی عرفانی ایات قرآن را حامل است، برای مؤمنان مایه پند و اندرز می‌باشد‌؛ برای مثال، وقتی می‌‌بینیم با ثبات قدم است که یوسفِ وجود انسان از قعر چاه به اوج جاه می‌رسد روح استقامت و ثبات قدم در وجود انسان دمیده می‌شود.

4. انفاق در راه خدا

قرآن کریم، در ایه شریف «‌... الذین ینفقون اموالهم ابتغاء مرضات الله و تثبیتا من انفسهم»23 انفاق در راه خدا را باعث تثبیت دل و تقویت روح ایمان در وجود انسان می‌داند.

5. ذکر

برای حیات دل و استقامت در راه حق گفتن ذکر «یاحی یاقیوم» مؤثر است24.

یادآوری

از آیات متعدد، از جمله آیه‌‌ شریف‌‌‌ «واستقم کما اُمرت و من تاب معک ولاتطغوا انه بما تعملون بصیر» به دست می‌آید که پایمردی و استقامت در مسیر مذکور، باید همراه تعبد باشد. خدا، به پیامبر صلی الله علیه و آله و پیروانش می‌فرماید: همان گونه که به شما دستور داده شده (کما امرت) استقامت کنید، نه آن طور که خودتان می‌خواهید. این استقامت باید بدون «افراط» و «تفریط» باشد و بدانید خداوند به آنچه عمل می‌کنید، آگاه است. این مجموعه دستورات بود که این آیه را از سنگین‌ترین آیات نازل شده بر پیامبر صلی الله علیه و آله قرار داد که در پی آن آثار پیری در آن حضرت پدیدار شد.25

نتیجه‌

از آنچه گذشت، به دست می‌آید: برای این که در تهذیب اخلاق به توفیقاتی دست یابیم، به ثبات قدم و استقامت نیازمندیم. اگر در این مسیر، ثبات قدم و استقامت را از دست بدهیم، نه تنها آنچه را که تحصیل کرده‌ایم از دست می‌دهیم، بلکه باید منتظر عواقب کار خود نیز باشیم.26 و برای تحصیل این مواهب الهی، باید از طریق سحرخیزی و قرائت قرآن، ظرفیت خود را بالا ببریم؛ در دعاهای خود از خداوند طلب کنیم؛ با دقت در زندگی انبیا و اولیای الهی، سرمشقی برای خود ترسیم نماییم؛ با بذل و بخشش مال، ریشه‌های درخت «ثبات» را در دل خود محکم کنیم و با نور «ذکر»، آن را بارور نماییم که اگر ثابت قدم شویم، دیگر چیزی ما را نمی لرزاند‌؛ سرد و گرم روزگار، ما را از پای درنمی‌آورد، نه آمدن نعمتی، ما را چنان مسرور می‌کند که از انجام وظیفه غافل شویم، و نه از دست دادن نعمتی ما را چنان محزون می‌کند که در انجام وظیفه کوتاهی کنیم27. قرآن کریم می‌فرماید: لکیلا تأسوا علی مافاتکم ولا تفرحوا بما اتاکم28

پی نوشت :

1. ثبات در هر چیز به حسب همان چیز است؛ بنابراین وقتی می‌گویند فلانی ثابت قدم است، یعنی آن‌جا که می‌‌اندیشد «ثابت فکر» و آن‌جا که می‌گوید «ثابت قول» و ... است، ولی از آن‌جا که برای حرکت، بیشتر، از قدم کمک می‌گیریم «ثبات» بیشتر به «قدم» اسناد داده می‌شود. (تفسیر موضوعى، ج11، ص239). بدیهی است که بحث ثبات قدم هم در حوزه عقاید هم اخلاق و هم احکام مطرح می‌باشد.

2. محقق طوسی در کتاب اوصاف الاشرف «ثبات قدم» را دومین مرحله از مراحل سیر و سلوک نام می‌برد. (اوصاف الاشراف، ص13). علامه تهرانی نیز در رساله لب الالباب (تقریرات درس اخلاق و عرفان علامه طباطبایی) ثبات قدم را پنجمین شرط برای تهذیب می‌داند (رساله لب الالباب، ص108).

3. «الثبات ضد الزوال» ثبات، ضد زوال و سستی است. (مفردات، راغب اصفهانی، ماده (ثبت)).

4. استقامت، به معنای ثبات داشتن و ملازم طریق مستقیم بودن می‌باشد. (همان، ماده (قوم). )

5 . تفسیر موضوعى، همان.

6. سوره جن: 16.

7 . تفسیر نمونه، ج 25، ص 127.

8 . المیزان،‌ ج20، ص46.

9 . سوره فصلت: 30-‌31.

10. ر.ک نورالثقلین ، ج 4، ص‌546 (به نقل از تفسیر نمونه، ج‌20، ص292.)

11. تفسیر راهنما، ج 16، ص 408.

12 . در سوره احقاف، آیه 13 می‌فرماید: «ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف علیهم و لاهم یحزنون»

13 . تفسیر راهنما، ج 16، ص‌411.

14 . سوره اعراف: 27.

15 . تفسیرراهنما، ج‌16، ص‌412.

16 . مخزن العرفان، ، ج 11، ص‌328.

17 . بحارالانوار ، ج 75، ص280.

18 . «انا سَنُلقی علیک قولا ثقیلا»

19. سوره بقره: 250. ثبات قدم، از لوازم یک رزمنده است؛ خواه در جهاد اصغر و خواه در جهاد اکبر، و در جهاد اکبر، ضروری‌تر است؛ چرا که در جهاد اصغر، ممکن است پیکار به صلح انجامد، ولی در جهاد اکبر، راه صلح، همیشه بسته است (. ک: تفسیر موضوعی قرآن، ج‌11، ص‌240).

20. تفسیر موضوعى قرآن، ج11، ص240.

21. سوره هود :120.

22. ر. ک: تفسیرالمیزان، ج11، ص 71.

23 . سوره بقره: 265.

24. ر. ک: بهشت اخلاق، ج 1، ص‌352.

25 . ر.ک: تفاسیر گوناگون، ذیل آیه.

26 . ر.ک: رساله لب اللباب، ص112 ؛ المیزان، ج20، ص46.

27. تفسیر موضوعی، آیت اللهجوادی آملى، ج 11، ص 241.

28 . سوره حدید: 23.