عوامل حسرت در قیامت؛ ترک عمل صالح
براى بهره‏مندى از نعمت‏هاى آخرت ایمان به تنهایى کافى نیست؛ بلکه افزون بر آن، عمل صالح نیز لازم است: «... مَن ءامَنَ بِاللَّهِ و اليَومِ الأخِرِ و عَمِلَ صالِحاً فَلَهُم اَجْرُهُم عِندَ رَبِّهِم و لا خَوفٌ عَلَيهِم و لا هُم يَحزَنون».

.

ترک عمل صالح

اشاره
در جلسه پیشین یادآور شدیم که روز قیامت به خاطر حوادث و اتفاقاتی که در آن روی می‌دهد، نام‌های متفاوتی دارد. چون در آن روز مردم دچار حسرت می‌شوند، به آن «یوم الحسرة» نیز گفته می‌شود. از این رو همه ما وظیفه داریم، با عوامل حسرت در روز قیامت آشنا شویم و خودمان را برای آن روز آماده کنیم. در جلسه قبل به یکی از مهم‌ترین عوامل حسرت، یعنی اعراض از یاد خدا اشاره کردیم. در این جلسه به یکی دیگر از عوامل حسرت، یعنی ترک عمل صالح اشاره می‌کنیم.

رابطه ایمان و عمل صالح
براى بهره‏مندى از نعمت‏هاى آخرت ایمان به تنهایى کافى نیست؛ بلکه افزون بر آن، عمل صالح نیز لازم است: «... مَن ءامَنَ بِاللَّهِ و اليَومِ الأخِرِ و عَمِلَ صالِحاً فَلَهُم اَجْرُهُم عِندَ رَبِّهِم و لا خَوفٌ عَلَيهِم و لا هُم يَحزَنون»: «هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد، پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهناک خواهند شد».

گستره عمل صالح
ترک عمل صالح، یعنی ترک واجبات و مستحبات؛ با این تفاوت که ترک واجبات علاوه بر حسرت، دارای عذاب الهی است.
کلمه صالح، جامع‏ترین کلمه‏اى است که مى‏توان در این قبیل مواقع به‏کار برد. در روایات نیز ولد صالح، سرشت صالح، عمل صالح و ... به‏کار رفته است. کلمه «صالح» معنای جامعی دارد و هیچ کلمه‏اى تا این اندازه جامع و کامل نیست؛ مثلًا درباره «ولد»، «ولدِ عالمِ عابدِ فاضلِ سالمِ شجاع» و نظایر اینها هر اندازه گفته شود، به جامعیّت صالح نخواهد بود؛ زیرا صالح، تمام آن معانى را جامع است. اعمال صالح نیز همین‌گونه است.

شرایط عمل صالح
قرآن کریم برای عمل صالح، آثار فراوانی برشمرده است؛ از جمله: آرامش‏، آسایش‏ در بهشت، اجابت دعا، پیشگیری از تجاوز به حقوق دیگران، اصلاح امور، تقرّب به خدا و... .
همه این آثار و فواید، زمانی تحقق می‌یابد که کارها، شرایط عمل صالح را دارا باشند. عمل صالح دو شرط اصلی دارد: یکی شرط حُسنِ فعلی و دیگری شرط حُسنِ فاعلی. حُسنِ فعلی، این است که خودِ کار خوب، پسندیده و مورد رضای خدا و مفید به حال فرد یا جامعه باشد. بنابراین کارهای بیهوده‌ای که هیچ فایده‌ای ندارد؛ همانند وب‌گردی‌های بیهوده، بسیاری از بازی‌های موبایلی و رایانه‌ای، حضور در برخی کانال‌ها و گروه‌ها در شبکه‌های مجازی، حتی عبادت‌ها و توسلات «من درآوردی» مانند دخیل بستن به برخی درختان و... که هیچ دستوری از شرع برای انجام آن نرسیده، از کارهایی محسوب می‌شوند که در قیامت برای آدمی حسرت به بار می‌آورد و شخص افسوس می‌خورد که چرا عمر گرانبهای خود را در مسیری قرار داده که اسلام عزیز اجازه نداده است. اولین شرط برای صالح بودن عمل، این است که نفس کار مفید فایده باشد یا دستوری از طرف دین اسلام برای انجام آن رسیده باشد.

دومین شرط برای صالح محسوب شدن عمل، نیت است. از نگاه اسلام، عملی می‌تواند صالح باشد که برای خدا انجام شود. کارهایی که برای غیر خدا انجام می‌شود و هدف از انجام آن ریاکاری است، ارزش اخروی ندارد و باعث حسرت قیامت خواهد شد. ریا، آثار ویرانگر فراوانی دارد که یکی از آنها، حسرت در روز قیامت است. امام باق(علیه السلام) ذیل آیه «فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ» فرمود:
«إن كانَ مِن أهلِ النّارِ وَ كانَ قَد عَمِلَ في الدّنيا مِثقالَ ذَرَّةٍ خَيراً يَرَهُ يَومَ القِيامَةِ حَسَرَةً أنَّهُ كانَ عَمَلُهُ لِغَيرِ اللّه»: «کسی که اهل جهنّم است، اگر در دنیا عمل خیری را انجام داده باشد، در روز قیامت به دیده حسرت به آن نگاه می‌کند [و نمی‌تواند به آن دسترسی پیدا کند]؛ چون برای غیر خدا انجام داده است».قرآن کریم نیز بر این نکته تأکید کرده است که همه کارهایی که برای غیر خدا انجام شود، در قیامت حسرت‌افزاست».

خداوند در آیات ۵۴ به بعد سوره زمر به مردم دستور می‌دهد توبه کرده و آثار اعمال گذشته را از بین ببرند. سپس در آیه ۵۶ می‌فرماید: «أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَاحَسْرَتىَ‏ عَلىَ‏ مَا فَرَّطتُ فىِ جَنبِ اللَّهِ وَ إِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ»: «(این دستورها به خاطر آن داده شد که) مبادا کسى روز قیامت بگوید: افسوس بر من از کوتاهى‏هایى که در اطاعت فرمان خدا کردم و آیات و رسولان او را به سخریه گرفتم».
«جنب اللَّه» در آیه شریفه، عام است و فرمان او، اطاعت او، قرب او، کتب آسمانى که از ناحیه او نازل شده است، در معنى آن جمع است. به این ترتیب گنهکاران نسبت به تمام کوتاهى‏هایى که در برابر خداوند داشتند، اظهار ندامت و حسرت مى‏کنند. از این رو براى انجام دادن تکالیفِ ترک شده، مانند نماز، روزه ، حج و... از خداوند خواهان بازگشت به دنیایند.

کسانی که به حجاب اسلامی بی‌توجهی می‌کنند، افرادی که به حقوق دیگران احترام نمی‌گذارند و حق‌الناس و حق‌الله را رعایت نمی‌کنند، آنان که اهل موسیقی‌های مبتذل هستند، شبکه‌های ماهواره‌ای ضد انقلاب و ضد دین را مشاهده می‌کنند، پارتی‌بازی می‌کنند، همسایه‌آزار هستند، به وظایف سیاسی ـ اجتماعی خود بی‌توجهند، کارهایشان را برای غیر خدا انجام می‌دهند و ...، همگی از افرادی هستند که در روز قیامت ندای حسرت سر داده و می‌گویند: «يَاحَسْرَتىَ‏ عَلىَ‏ مَا فَرَّطتُ فىِ جَنبِ اللَّهِ وَ إِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ».

این افراد وقتی وارد جهنم می‌شوند، می‌گویند: «ای کاش باز می‌گشتیم و آیات خدا را تکذیب نمی‌کردیم و از مؤمنان می‌شدیم». «ای کاش خداوند را فرمان می‌بردیم و پیامبر را اطاعت می‌کردیم». ولی این افسوس و حسرت فایده‌ای ندارد. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:
«حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ‏ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ»: «(آنها هم‌چنان به راه غلط خود ادامه مى‏دهند) تا زمانى که مرگ یکى از آنان فرا رسد، مى‏گوید: پروردگار من! مرا بازگردانید، شاید گذشته خود را جبران کنم و عمل صالحى در برابر آنچه ترک گفتم، به جا آورم‏. (ولى به او مى‏گویند:) چنین نیست! این سخنى است که او به زبان مى‏گوید (و اگر بازگردد، کارش همچون گذشته است) و پشت سر آنان برزخى است تا روزى که برانگیخته شوند».

عوامل و زمینه های عدم تحقق عمل صالح
حسرت قیامت برای همه افرادی است که اعمال صالح را ترک کند. ترک عمل صالح یا به انجام ندادن کارهای خوب است؛ همانند نماز نخواندن، زکات ندادن و ... یا به خراب و فاسد کردن کارهای نیکوست.
فرد با ایمان باید با آفات عمل صالح آشنا باشد. در آیات و روایات به این آفات حسرت‌زا اشاره شده است. اینک برخی از آفات عمل صالح را که باعث حسرت قیامت می‌شود، از نظر می‌گذرانیم:

۱. کار برای غیر خدا
برخی از مردم به خاطر تن‌پروری، ضعف باورهای اعتقادی، گرفتار شدن در گرداب دام‌های شیطانی و ... از انجام اعمال صالح رویگردان هستند. دسته دوم به ظاهر کار خوب انجام می‌دهند، ولی آن را فاسد می‌کنند؛ مثلاً روزه را برای خدا نمی‌گیرند؛ بلکه برای سلامت بدن می‌گیرند؛ نماز می‌خوانند تا با حرکات ورزشی، بدن خود را سالم نگهدارند؛ حج می‌روند تا گردش و سیاحت کنند، به دیگران کمک می‌کنند تا بقیه بگویند فلانی چه قدر خوب است. چنین عبادتی، ارزش معنوى ندارد و شخص نمى‏تواند خود را مستحقّ اجر بداند. این بدان معنی نیست که نماز و روزه برای سلامت جسم و روح مفید نیست؛ بلکه فرد با ایمان به خاطر انجام فرمان خدا روزه می‌گیرد، اگر چه که فواید جسمی و روحی آن نیز شامل حال او می‌شود.

۲. تسویف
تسویف، یعنی موکول کردن کارهای نیک به ویژه توبه از گناه، به آینده که در متون اسلامی مورد نکوهش قرار گرفته و از آفات عمل نیک و باعث حسرت است. امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در نامه‌ای به یکی از اصحابش نوشت:
فَتَدَارَکْ‏ مَا بَقِيَ‏ مِنْ‏ عُمُرِکَ‏ وَ لَا تَقُلْ غَداً أَوْ بَعْدَ غَدٍ فَإِنَّمَا هَلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکَ بِإِقَامَتِهِمْ عَلَى الْأَمَانِيِّ وَ التَّسْوِيفِ حَتَّى أَتَاهُمْ أَمْرُ اللَّهِ بَغْتَةً وَ هُمْ غَافِلُونَ فَنُقِلُوا عَلَى أَعْوَادِهِمْ إِلَى قُبُورِهِمُ الْمُظْلِمَةِ الضَّيِّقَةِ وَ قَدْ أَسْلَمَهُمُ الْأَوْلَادُ وَ الْأَهْلُون:‏ پس باقی‌مانده عمرت را دریاب و نگو فردا یا بعد از فردا [چنین خواهم کرد.] همانا انسان‌های قبل از تو، به خاطر آرزوها و به تأخیر انداختن‌ها هلاک شدند تا ناگهان امر خدا (مرگشان) فرا رسید و آنها غافل بودند؛‌ پس به روی چوب‌هایشان (تابوت‌هایشان) به سوی قبرهای تاریک و تنگ خود منتقل شدند و فرزندان و خویشاوندانشان آنها را تسلیم [گور] کردند.

۳. بخل
همان‌گونه که گذشت، از نگاه قرآن کریم در آیه ۱۶۷ سوره بقره، کسانی که به دنبال باطل‌گرایان و پیشوایان باطل حرکت می‌کنند، دچار حسرت می‌شوند: «کَذلِکَ یُرِیهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَیْهِمْ». در روایتی امام صادق(علیه السلام) در توضیح این آیه فرمود:
او مردى است که مال خود را در راه خدا انفاق نمی‌‌کند و بخل می‌ورزد و بعد از مرگ، آن مال در اختیار کسى قرار می‌گیرد که یا آن را در راه خدا انفاق می‌کند و یا معصیت می‌نماید. اگر در راه طاعت خدا صرف شود، این شخص اثر آن را در میزان عمل دیگری ببیند و حسرت می‏خورد و اگر در راه معصیت خرج کند، باز هم او مال را در اختیارش گذاشته (و در معصیت او شریک می‌باشد).

ثروتمندان بخیل
داستان عبرت‏انگیز «أَصْحابُ الْجَنَّةِ» نمونه‌ای روشن از ثروتمندانی است که به خاطر بخل در دنیا و آخرت دچار حسرت شدند. خلاصه داستان آنان چنین است:
در سرزمین یمن در نزدیکى شهر بزرگ صنعاء، باغی وجود داشت و صاحب آن پیرمرد مؤمنی بود. او به قدر نیاز از آن بر مى‏گرفت و بقیه را به مستحقان و نیازمندان مى‏داد، اما هنگامى که چشم از دنیا پوشید، فرزندانش گفتند: ما خود به محصول این باغ سزاوارتریم؛ چرا که عیال و فرزندان ما بسیارند و ما نمى‏توانیم مانند پدرمان عمل کنیم! و به این ترتیب تصمیم گرفتند تمام مستمندان را که هر ساله از آن بهره مى‏گرفتند، محروم سازند. به هنگام شب، در آن موقع که همه آنها در خواب بودند، عذاب و بلائى همانند صاعقه فراگیر از ناحیه پروردگار بر تمام باغ فرود آمد و آن باغ خرم و سرسبز هم‌چون شب سیاه و ظلمانى گردید و جز مشتى خاکستر از آن باقى نماند. صاحبان باغ به گمان اینکه درخت‌هاى پربارشان آماده براى چیدن میوه است، در آغاز صبح یکدیگر را صدا زدند و در حالى که آهسته با هم سخن مى‏گفتند، برای چیدن میوه‌ها به سوى باغشان حرکت کردند. آنان مواظب بودند که حتى یک فقیر بر آنها وارد نشود. هنگامى که (وارد باغ شدند و) آن را دیدند، گفتند: ما راه را گم کرده‏ایم! یکى از آنها که از همه عاقل‌تر بود، گفت: آیا به شما نگفتم چرا تسبیح خدا نمى‏گویید؟ گفتند: منزه است پروردگار ما، مسلماً ما ظالم بودیم. سپس آنها رو به هم کردند و به ملامت یکدیگر پرداختند و فریادشان بلند شد و گفتند: واى بر ما که طغیانگر بودیم.

این داستان بسیار درس‌آموز است. یکی از درس‌هایش این است که اگر تا کنون از اموالی که در اختیار ماست و از آن استفاده بهینه نکرده‌ایم، باید هرچه سریع‌تر جان و مال خودمان را توشه راه آخرت قرار دهیم. راه توبه برای همگان باز است؛ چنانکه این افراد نیز در پایان کار توبه کردند و گفتند: «امید است پروردگارمان گناهان ما را ببخشد و باغستان بهتر از این باغ به جاى آن در اختیار ما بگذارد؛ چرا که ما به سوى او روى آورده‏ایم و به ذات پاکش دل بسته‏ایم و حل این مشکل را نیز از قدرت بى‏پایان او مى‏طلبیم».

۴. عدم پذیرش ولایت ائمه
یکی دیگر از آفات عمل صالح، ولایت‌ناپذیری است. از نگاه قرآن کریم، رهبران جوامع به دو دسته تقسیم می‌شوند: امام حق و فرمانروای باطل. امام حق، کسی است که مردم را به راه خدا دعوت و آنان را هدایت می‌کند، ولی فرمانروای باطل مردم را به راه شیطان دعوت و آنان را راهی جهنم می‌کند. در روز قیامت صفوف از هم جدا می‌‌شود و هر گروهی در پی امامشان حرکت می‌کنند: «یَوْمَ نَدعُوا کُلَّ اُناسٍ بِاِمـامِهِم». آنان که رهبری امامان حق و عادل را پذیرفته‌اند، همراه آنها خواهند بود و آنان که پیشوایان گمراهی و باطل را برگزیده‌اند، همراه آنها خواهند بود.

قرآن کریم درباره حسرت پیروان پیشویان باطل می‌فرماید:
وَ قالَ الَّذينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا کَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ کَما تَبَرَّؤُا مِنَّا کَذلِکَ يُريهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجينَ مِنَ النَّارِ: آن‏گاه پیروان (پیشوایان گمراه از روی پشیمانی) می‌‌گویند: کاش دیگر بار به دنیا باز می‌گشتیم و از اطاعت آنان بیزاری می‌‌جستیم، چنانکه آنها از ما بیزاری جستند (و گِرِهی از کار ما نگشودند)، این چنین خداوند اعمالشان را به صورت مایه حسرت به آنها نشان می‌‌دهد و آنها را از عذاب آتش جهنّم نجات نباشد.
بر اساس برخى روایات، از مصادیق‏ «جَنبِ اللَّهِ»، ولایت امام (علیه السلام) و اولاد ایشان است.‏ در روایتی از امام رضا(علیه السلام) آمده است: «جَنْبُ‏ اللَّهِ‏ أَمِيرُ‏الْمُؤْمِنِينَ‏ وَ کَذَلِکَ مَنْ کَانَ مِنْ بَعْدِهِ [مِنَ‏] الْأَوْصِيَاءِ بِالْمَکَانِ الرَّفِيعِ إِلَى أَنْ يَنْتَهِيَ الْأَمْرُ إِلَى آخِرِهِمْ»: «جنب الله، امیر‏المؤمنین(علیه السلام) است و هم‌چنین اوصیای بعد از او که مقام بلندی دارند تا به آخرین نفر آنها برسد».

امروزه که مردم از نعمت حضور امام محروم هستند، باید گوش به فرمان ولی‌فقیه باشند. وقتی ما به امام معصوم دسترسی نداریم، باید به سراغ کسی برویم که کم‌ترین فاصله را با او دارد؛ کسی که شناختش از اسلام، از دیگران بیشتر و عدالت و تقوایش، از همه بالاتر و برای اجرای احکام و قوانین اسلام، مناسب‌ترین فرد باشد؛ این صفات در ولی‌فقیه تجلّی می‌یابد.

از سوی دیگر به فرموده قرآن، مردم حق مراجعه به حکومت طاغوت را ندارند. بهترین حاکمی که معصومین برای بشریت معرفی کرده‌اند، ولی‌فقیه است؛ چنانکه در روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده است:
از میان شما کسی را که با احادیث ما مأنوس و روایتگر آن باشد و در حلال و حرام ما بررسی و تحقیق می‌کند و احکام ما را می‌شناسد، همان کسی است که مردم باید به حکم او تن دهند. من او را حاکم بر شما قرار دادم. اگر چنین کسی به حکم ما حکم کرد، هر کس آن را نپذیرد، حکم خدا را سبک شمرده است و ما را نپذیرفته است و آن کس که ما را نپذیرد، خدا را مورد پذیرش قرار نداده و این مطلب در حد شرک به خداست.

ملاک اصلى نجات انسان در روز قیامت، تنها اعمال و کردارهاى خود اوست، نه روابط قومى و قبیلگى و فامیلى; پس اگر انسانى فاقد طاعات و عبادات و اعمال صالح باشد; حتّى اگر همسر یا فرزند پیامبر خدا باشد اهل نجات نخواهد بود و به قهر الهى در دنیا و آخرت گرفتار مى شود.

همسر و فرزند حضرت نوح، شیخ الانبیاء، نمونه کامل این مطلب است. حضرت نوح(علیه السلام) هنگامى که کشتى اش آماده حرکت شد و فرزندش در آستانه غرق شدن قرار گرفت، خطاب به پروردگار عرض کرد:

«رَبِّ اِنَّ ابْنى مِنْ اَهْلى وَ اِنِّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَاَنْتَ اَحْکَمُ الْحاکِمینَ(1); پروردگارا! پسرم از خاندان من است، و وعده تو (در مورد نجات خاندانم که در آیه 40 سوره هود آمده است) حقّ است و تو از همه حکم کنندگان برترى!»

خداوند در آیه 46 سوره هود در جواب حضرت نوح با اشاره به همین معیار و بى اثر بودن روابط نسبى مى فرماید:

«قالَ یانُوحُ اِنِّهُ لَیْسَ مِنْ اَهْلِکَ اِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِح فَلا تَسْئَلْنَ مالَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ اِنّى اَعِظُکَ اَنْ تَکُونَ مِنَ الْجاهِلینَ; اى نوح! او از اهل تونیست، او عمل غیر صالحى است ] فرد نا شایستى است[ ; پس، آنچه را از آن آگاه نیستى، از من مخواه، من به تو اندرز مى دهم که از جاهلان نباشى!» ـ آرى! رابطه ونسبت هرچقدر که قوى باشد، حتّى اگر فرزند پیامبر باشد، ولى ناصالح باشد، هیچ سودى برایش نخواهد داشت بدین جهت فرزند نوح(علیه السلام)عاقبت همراه بقیّه کفّار غرق شد.

داستان امام سجّاد و طاووس الفقیه نیز در این رابطه عبرت آمیز است: مى گوید:

امام سجّاد(علیه السلام) را مشاهده کردم در حالى که از هنگام عشاء تا سحر مشغول طواف خانه خدا و عبادت و راز و نیاز بود و با اشعار جالب و مناجات هاى زیبا که همراه اشک و آه و ناله بود، با پروردگار خویش زمزمه هاى جانسوزى داشت. مناجات آن حضرت بقدرى طول کشید که از حال رفت و بر روى زمین افتاد. نزدیک حضرتش رفتم و سرش را بر دامن گرفتم; از حال او گریه ام گرفت و اشک چشمانم برصورتش ریخت، حضرت به هوش آمد و فرمود: چه کسى مرا از مناجات با پروردگارم باز داشته است؟

خود را معرّفى کردم و گفتم: اى فرزند پیامبر! این همه جزع و فزع شما براى چیست؟ ماانسانها ى گناهکار، سزاوارتر براى این جزع و فزع هستیم. شما که پدرى چون حسین ابن على(علیه السلام) ومادرى چون فاطمه زهرا(علیها السلام) و جدّى چون پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)دارید، نباید این قدر ناراحت باشید؟

حضرت فرمود: طاووس، این سخنان را رهاکن! خداوند بهشت را براى اطاعت کنندگان و نیکان آفریده است; هرچند برده اى حبشى باشد و هیچ نسبتى با پیامبر و آلش نداشته باشد و جهّنم را براى عاصیان و گنهکاران خلق نموده است; هر چند از قبیله قریش (و از نزدیکان پیامبر(صلى الله علیه وآله)) باشد.

طاووس! مگر این آیه شریفه را نشنیده اى: «فَاِذا نُفِخَ فِى الصُّورِ فَلا اَنْسابَ بَیْنَهُمْ یَؤمَئِذ وَ لا یَتَساءَلُونَ; هنگامى که در صور دمیده شود، هیچ یک از پیوندهاى خویشاوندى میان آنها در آن روز نخواهد بود و از یکدیگر تقاضاى کمک نمى کنند (چون کارى از کسى ساخته نیست!)» به خدا قسم فرداى قیامت هیچ چیزى به تو سود نمى رساند; مگر عمل صالحى که پیش فرستاده اى!

حقیقتاً اگر عمل صالح نباشد، هیچ چیزى فرداى قیامت با عث نجات انسان نمى شود; زیرا به تعبیر قرآن مجید قیامت روزى است که: «لا یَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ اِلاَّ مَنْ اَتَى اللّهَ بِقَلْب سَلیم; در آن روز که مال و فرزندان سودى نمى بخشد، مگر کسى که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید.»

نتیجه این که حسادت ها، دروغگویى ها، افشاء اسرار دیگران، باعث دورى از خداوند است و تنها معیار و ملاک براى نجات انسان در آن روز اعمال صالح اوست; نه روابط فامیلى.

نهادینه کردن عمل صالح در کودکان
https://imanoor.com/blog/%D8%B9%D9%85%D9%84-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD/

نهادینه کردن دیدگاه مثبت نسبت به اعمال صالح
ترغیب و زمینه سازی برای انجام کار خوب
ارج و ارزش نهادن برای عمل صالح
معرفی و ارتباط با الگوهای غیرمستقیم
مشارکت دادن فرزندان در اعمال صالح
بیان فضیلت اعمال نیک


عمل صالح

همه در زیان‌اند، جز با ایمان و عمل صالح (عصر/۱-۳)

آیات شاخص

وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ، إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ سوره عصر۱۰۳، آیه۱و۲و۳ ترجمه روان: به …

همه در زیان‌اند، جز با ایمان و عمل صالح (عصر/۱-۳)ادامه مطلب »

رفتار خلاف گفتار خیلی زشت است (صف/۲و۳)

آیات شاخص

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ؛ کَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ سوره صف۶۱، …

رفتار خلاف گفتار خیلی زشت است (صف/۲و۳)ادامه مطلب »

عمل صالح همراه با ایمان نجات‌بخش خواهد بود (غافر/۴۰)

آیات شاخص

مَنْ عَمِلَ سَیِّئَهً فَلَا یُجْزَىٰ إِلَّا مِثْلَهَا ۖ وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَٰئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ …

عمل صالح همراه با ایمان نجات‌بخش خواهد بود (غافر/۴۰)ادامه مطلب »

کاش به دنیا برگردم؛ هرگز! (مؤمنون/۹۹و۱۰۰)

آیات شاخص

حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ؛ لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَکْتُ ۚ کَلَّا ۚ إِنَّهَا کَلِمَهٌ هُوَ قَائِلُهَا …

کاش به دنیا برگردم؛ هرگز! (مؤمنون/۹۹و۱۰۰)ادامه مطلب »

بشری همانند شما که به او وحی می‌شود (کهف/۱۱۰)

آیات شاخص

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحَىٰ إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَٰهُکُمْ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ فَمَنْ کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا …

بشری همانند شما که به او وحی می‌شود (کهف/۱۱۰)ادامه مطلب »

مال و فرزند زینت دنیا (کهف/۴۶)

آیات شاخص

الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَهُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا ۖ وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا سوره کهف۱۸، آیه۴۶ ترجمه روان: اموال …

مال و فرزند زینت دنیا (کهف/۴۶)ادامه مطلب »

اجر نیکوکاران ضایع نمی‌شود (کهف/۳۰)

آیات شاخص

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا سوره کهف۱۸، آیه۳۰ ترجمه روان: البته مسلمانانی که …

اجر نیکوکاران ضایع نمی‌شود (کهف/۳۰)ادامه مطلب »

ای که دستت می‌رسد کاری بکن (ابراهیم/۳۱)

آیات شاخص

قُلْ لِعِبَادِیَ الَّذِینَ آمَنُوا یُقِیمُوا الصَّلَاهَ وَیُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِیَهً مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لَا بَیْعٌ فِیهِ وَلَا …

ای که دستت می‌رسد کاری بکن (ابراهیم/۳۱)ادامه مطلب »

پاداش ده برابری کار خوب (انعام/۱۶۰)

آیات شاخص

مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا ۖ وَمَنْ جَاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلَا یُجْزَىٰ إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ سوره انعام۶، آیه۱۶۰ …

پاداش ده برابری کار خوب (انعام/۱۶۰)ادامه مطلب »

با سرعت به‌سوی آمرزش، با شتاب به‌سوی بهشت (آل‌عمران/۱۳۳)

آیات شاخص

وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ سوره آل عمران۳، آیه۱۳۳ ترجمه روان: سرعت بگیرید برا

عمل صالح
يكي از نمادهاي بلوغ عقلي، عمل نيك و صالح است. روايت مي‌فرمايد: «كسي كه عقل او كامل شود، عملش نيك مي‌شود».[1]
عمل نيك از عقل كامل بر مي‌خيزد، انسان بايد ارزيابي كند اگر عملش نيك بوده نشانه عقل اوست و اگر عمل نيك ندارد، بداند هنوز به بلوغ عقلي نرسيده است. البته بايد دانست كه عمل نيك به تنهايي كافي نيست، بلكه شرايطي دارد. قران در اين مورد مي‌فرمايد: «همانا كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند، نماز را اقامه كرده و زكات بپردازند، نزد خداوند مأجور خواهند بود».[2]
شرط عمل نيك. زيادي عمل نيست بلكه ابتدا ايمان به خداوند و سپس عمل كردن به دستورات الهي از جمله نماز و زكات مي‌باشد. زير بناي هر عمل صالحي بايد ايمان باشد، زيرا خداوند مي‌فرمايد: «همانا خداوند عمل نيك را از متقين قبول مي‌فرمايد».[3]
عمل زياد و بدون انگيزه اثري ندارد، بسياري افراد اعمال نيكي انجام مي‌دهند ولي چون نيت پاك و اخلاص و ايمان در آن نيست، اعمال قبولي نيست و نزد خداوند و ملائكه بي ارزش است.
آفات عمل
گاهي عمل نيك است اما به وسيله آفتهايي، اثر عمل از بين مي‌رود. از جمله اين آفت‌ها ريا در عمل است. عمل هر چند بزرگ و با انگيزه باشد، وقتي ريا در كار باشد، عملي بي ارزش است. قران كريم مي‌فرمايد: «كساني كه اموال خود را به ريا انفاق مي‌كنند و به خداوند و روز قيامت ايمان نمي‌آورند و كسي كه شيطان براي او همراه است، پس بد همراهي است.»[4]
ممكن است كسي مالش را انفاق هم بكند ولي چون انگيزه ريا است، براي او خير و نيكي در بر ندارد. گاهي اوقات آفت عمل منت و آزار است. قران مي‌فرمايد:
«صدقات خود را به منت و اذيت باطل نكنيد.»[5]
در مواقعي آفت عمل، شرك مي‌باشد، قران مي‌فرمايد:
«اگر شرك بورزي، عملت باطل مي‌شود».[6]
در مواردي آفت عمل، تكذيب آيات الهي و لقاء آخرت است، قرآن مي‌فرمايد:
«كساني كه به آيات ما و قيامت تكذيب ورزند اعمالشان باطل مي‌شود.»[7]
مسائل ديگري نيز باعث از بين رفتن اعمال خوب انسان مي‌شود كه انسان بايد نسبت به اين مسايل ابتدا شناخت پيدا كند، سپس آنها را انجام ندهد.

عمل صالح انجام بدیم که چی بشه؟!


نخستین فایده این جهاد بزرگ (ایمان و عمل صالح) تكفیر و پوشاندن گناهان است كه عائد خود انسان مى‏شود، همان‏گونه كه ثواب آن هم از آن خودشان مى‏باشد.

عمل صالح عنوانی است عام و فراگیر که تمامی انسانها فطرتاً آن را می شناسند. مثبت بودن هر عملی منوط به صالح بودن آن است و عمل تنها وقتی صالح است که خاستگاه آن «قلب» مزکّی باشد.

بی گمان اساسی ترین شرط عمل صالح، خلوص نیت است. پس اگر كسی در عبادت از همه مخلوق ببرد و فقط و فقط متوجه خدا باشد و برای اطاعت امر او عبادت نماید، پروردگار آن عمل خالص را می پذیرد و به عمل كننده پاداش می دهد.

نكته مهم این است كه به جا آوردن عمل خالصانه مشكل است، اما اصل عمل یا خلوص نیت در عمل را در طول ایام زندگانی و تا پایان عمر محافظت نمودن ، حتی از آن نیز بسیار مشكل تر است.

آنچه در عمل صالح و حسنات مهم است، بردن این عمل تا آستان حضرت دوست است نه نفس انجام دادن. چه بسا انسان بهترین هدیه را برای محبوب خود تهیه كند اما در بین راه از گزند حوادث محفوظ نماند و به آن آسیب رسد. آسیبی كه به حسنات وارد می شود ریا، منت، اذیت و امثال آن است.

«عمل صالح در حقیقت میوه درخت ایمان است و دو رکن اساسی دارد : یکی نیت پاک و دیگری کارمفید.

بنابراین عمل صالح منحصر در نماز و روزه، حج و زکات و... نیست، بلکه هر کار مفیدی که با نیت پاک انجام پذیرد ، عمل صالح شمرده می‌شود، هر چند اندک و ناچیز باشد .

آنچه در عمل صالح مهم است، قصد قربت و تقرّب به پروردگار است.»(علیان نژاد، ابوالقاسم، سوگندهای پربار قرآن، ص 227)

معیارهای عمل صالح:
عمل صالح یعنی عملی که مرضیّ خداوند و خالص از هرگونه شائبه باشد که شایستگی دارد انسان مۆمن آن را انجام دهد و این اعمال شایسته منشأش ایمان است.

صالح و صلاح در قرآن کریم به معانی مختلفی آمده است که به دو معنای مهم اشاره می کنیم:

1 - عملی که مقابل فساد است:

مانند این آیات:

«الذین یفسدون فی الارض و لایصلحون». 26/152

کسانی که فساد می کنند و اصلاح نمی کنند.

«و اصلح و لاتتبع سبیل المفسدین». 7/142

و اصلاح کن و از راه فساد کاران پیروی مکن.

«و الله یعلم المفسد من المصلح». 2/220

و خداوند می داند فساد کننده را از اصلاح کننده.

«و لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها». 7/56

و در زمین فساد نکنید بعد از آن که اصلاح شده است.

اصولا عمل انسان به انسان رنگ مى‏دهد، عمل صالح انسان را از نظر به رنگ خود در مى‏آورد و در زمره «صالحان» وارد مى‏كند، و عمل سوء در زمره بدان و «ناصالحان»

2 - عملی که مقابل سیئة است:

مانند این آیات:

«أم حسب الذین اجترحوا السیئات أن نجعلهم کالذین آمنوا و عملوا الصالحات». 45/12

نکند آنها که گناهان را به جرأت مرتکب می شوند، گمان کرده باشند که ما آنها را مانند کسانی قرار می دهیم که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند.

«و ما یستوی الاعمی و البصیر و الذین آمنوا و عملوا الصالحات و لا المسیء». 40/58

و نابینا و بینا یکسان نیستند و کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و نه کسانی که گناه کار است.

«و الذین آمنوا و عملوا الصالحات لنکفرن عنهم سیئاتهم». 29/7

و کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند ما سیئات آنها را می پوشانیم.

ارزش عمل صالح به چیست؟
هر کس عمل صالحی را برای آخرتش انجام دهد، در عمل خود موفق می‌شود و برکات آن شامل حال او می‌گردد و در آخرت حسنات او مضاعف و دو صد چندان می‌گردد ، ولی هر کس که برای دنیای خود عمل کند و هدفش کسب دنیا باشد، روزی مقرّر به او می‌رسد ولی نه به اندازه‌ای که او طلب کرده، بلکه بهره و نصیبی به قدر اقتضای حکمت و مصلحت الهی و او مثل شیطان، به ثواب خود در دنیا دست می‌یابد ولی در آخرت هیچ نصیبی نخواهد داشت.[ مجلسی، محمد باقر، همان، ج 2، ص 46]

در واقع کسانی که نیت خود را برای خدا خالص کنند و اعمال صالح انجام دهند، غالب اوقات در دنیا، ثمره و بهره‌ای برای اعمالشان مترتب نمی‌شود تا در آخرت مزد خود را کامل بیابند و ثواب اعمال آنها برای آخرت ذخیره می‌گردد، زیرا خداوند به مصلحت او نمی‌داند که در دنیا به او بدهد، زیرا ممکن است باعث انانیت و عجب او شده و از خدا باز ماند.[ مجلسی، بحارالانوار، ج 67، ص 259]

بزرگی یا کوچکی عمل مهم نیست، لذا اگر سنگی در وسط راه مردم افتاده باشد و انسان با نوک پا، آن را به کناری بزند تا مزاحم عبور و مرور مردم نباشد، این کار خود عملی صالح محسوب می‌شود. همانطور که در قرآن هم آمده است: «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ»

همچنین از امام صادق (علیه السلام) نیز نقل شده: به درستی که مۆمن نیکی که می‌کند مردم شکر او نمی‌کنند و احسان او در میان خلق مشهور نمی‌شود، زیرا به خاطر خدا نیکی می‌کند، نیکی و عمل خیر او به آسمان بالا می‌رود و در زمین پهن نمی‌شود ولی نیکی و احسان کافر را شکر می‌کنند، چون که نیکی او برای مردم است و در میان مردم منتشر می‌شود و به آسمان بالا نمی‌رود و مقبول الهی نمی گردد.[ همان]

گستره‌ی عمل صالح
بزرگی یا کوچکی عمل مهم نیست، لذا اگر سنگی در وسط راه مردم افتاده باشد و انسان با نوک پا، آن را به کناری بزند تا مزاحم عبور و مرور مردم نباشد، این کار خود عملی صالح محسوب می‌شود. همانطور که در قرآن هم آمده است: «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ»[ زلزله/ 7]

پس دامنه‌ی عمل صالح بسیار گسترده است و شامل همه‌ی امور واجب، مستحب، کمک به نیازمندان، ساختن مدارس، مۆسسات خیریه و... می‌شود.

ثمره و نتیجه عمل صالح
قرآن درباره‌ی ثمرات و نتایج «عمل صالح» در دو مرحله سخن می‌گوید: كه یكی مربوط به سرای جاودان، و دیگری مربوط به این جهان مادی است.

با توجه به آیات قرآن، ایمان و عمل صالح، هر دو در کنار هم، ثمرات و آثاری را به دنبال دارند که در واقع سعادت انسان را در دنیا و آخرت تأمین می‌کنند. از جمله:

1- حیات طیبه

«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثىَ‏ وَ هُوَ مُۆْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَوةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ یَعْمَلُون‏»[ نحل/97] (ترجمه: هر كس -از مرد یا زن- كار شایسته كند و مۆمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاكیزه‌اى، حیات [حقیقى] بخشیم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مى‌دادند پاداش خواهیم داد.)

این آیه اشاره دارد که حیات طیبه برای انسان هایی است که ایمان دارند و عمل صالح انجام می‌دهند و خداوند به وسیله این دو مۆلفه در همین دنیا، به انسان حیات جدیدی می‌دهد و او را زنده می‌کند و از مردگی بیرون می‌آورد و انسان های گنهکار، منافق، کافر از این حیات محرومند.

به وسیله‌ی این حیات، انسان های مۆمن و صالح از انواع بیماری های روحی مصون و محفوظ می‌مانند، البته با لطف و عنایت خداوند.

2- نورانیت و روشنی

«رَسُولًا یَتْلُو عَلَیْكُمْ آیَاتِ اللَّـهِ مُبَیِّنَاتٍ لِّیُخْرِجَ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ»[ طلاق/ 11 ](ترجمه: پیامبرى كه آیات روشنگر خدا را بر شما تلاوت مى‌كند، تا كسانى را كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده‌اند از تاریكیها به سوى روشنایى بیرون برد).

خداوند متعال به همه‌ی موجودات براساس ظرفیت وجودی آنها، از خودش، بهره‌ای از نور را عطا کرده، که در انسان ها این نور قابل کم شدن یا زیاد شدن است.

در صورت داشتن ایمان و انجام اعمال صالح نور آنها زیادتر می‌شود و به خداوند نزدیکتر می‌شوند. و از ظلمات (یعنی آن نور اولیه و کمی را که دارا بودند) بیرون می‌آیند وبه سمت نور (خدا) حرکت می‌کنند و به قرب الهی می‌رسند.

3- استجابت دعا

«وَیَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَیَزِیدُهُم مِّن فَضْلِهِ»[ شوری/26](ترجمه: خداوند دعای کسانی را که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهد اجابت می‌کند و از فضلش بر آنها می‌افزاید.)

3- پاداش مضاعف

«وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُم بِالَّتِی تُقَرِّبُكُمْ عِندَنَا زُلْفَىٰ إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَـٰئِكَ لَهُمْ جَزَاءُ الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِی الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ»[ سبأ/ 37](ترجمه: و اموال و فرزندانتان چیزى نیست كه شما را به پیشگاه ما نزدیك گرداند، مگر كسانى كه ایمان آورده و كار شایسته كرده باشند. پس براى آنان دو برابر آنچه انجام داده‌اند پاداش است و آنها در غرفه‌ها [ى بهشتى] آسوده خاطر خواهند بود.)

5- بخشش گناهان

«... وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیَِّاتِهِمْ وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِى كاَنُواْ یَعْمَلُون‏»[ عنکبوت/ 7]

(ترجمه: کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، گناهان آنان را می پوشانیم [ومی‌بخشیم] و آنان را به بهترین اعمالی که انجام دادند، پاداش می‌دهیم.)

هر کس عمل صالحی را برای آخرتش انجام دهد، در عمل خود موفق می‌شود و برکات آن شامل حال او می‌گردد و در آخرت حسنات او مضاعف و دو صد چندان می‌گردد ولی هر کس که برای دنیای خود عمل کند و هدفش کسب دنیا باشد، روزی مقرّر به او می‌رسد ولی نه به اندازه‌ای که او طلب کرده، بلکه بهره و نصیبی به قدر اقتضای حکمت و مصلحت الهی و او مثل شیطان، به ثواب خود در دنیا دست می‌یابد ولی در آخرت هیچ نصیبی نخواهد داشت

6- پاداش جاودان

«إِلَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیرُْ ممَْنُون‏»(تین/ 6)

(ترجمه: مگر کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند پس برای آنها پاداش تمام نشدنی است.)

7- محبوب شدن در دل ها

«إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا»(مریم/ 96)

(ترجمه: قطعاً کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دهند، خداوند رحمان، محبتی برای آنان در دلها قرار می‌دهد.)

گناهان آنها را مى‏پوشانیم
(آیه 7/عنکبوت)- این آیه توضیح و تكمیلى است براى آنچه تحت عنوان «جهاد با نفس» آمده است، در اینجا حقیقت جهاد را شكافته و چنین بازگو مى‏كند: «كسانى كه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند ، گناهان آنها را مى‏پوشانیم».

بنابراین نخستین فایده این جهاد بزرگ (ایمان و عمل صالح) تكفیر و پوشاندن گناهان است كه عائد خود انسان مى‏شود، همان‏گونه كه ثواب آن هم از آن خودشان مى‏باشد.

(آیه 9/عنکبوت)- این آیه ، بار دیگر حقیقتى را كه قبلا در مورد كسانى كه ایمان و عمل صالح دارند بیان شد، تكرار و تأكید كرده، مى‏فرماید: «كسانى كه ایمان آورده‏اند و عمل صالح انجام مى‏دهند آنها را در زمره صالحان داخل خواهیم كرد».

اصولاً عمل انسان به انسان رنگ مى‏دهد، عمل صالح انسان را از نظر به رنگ خود در مى‏آورد و در زمره «صالحان» وارد مى‏كند، و عمل سوء در زمره بدان و «ناصالحان».

فرآوری: زهرا اجلال


عمل صالح در قرآن

https://www.pasokh.org/fa/article/view/7008/%D8%B9%D9%85%D9%84-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86