چرا مراسم عزاداری امام حسین(ع) پیش از شهادت ایشان صورت میگیرد؟
عزاداری امام حسین(ع) در عصر صفوی بیشک در عصر صفوی، مراسم عزاداری و سوگواری امام حسین(ع) وارد مرحله جدیدی شد؛ شاهان صفوی نه تنها خود، شیعه و به غایت، علاقمند به خاندان(ص) بودند، بلکه خود را ملزم به ترویج مکتب اهل بیت:و اشاعه مذهب شیعه میدانستند؛ یاد و ذکر شهادت امام حسین(ع)، که یکی از شعائر و نمودهای مهم تشیع میباشد، در این عصر به رشد و شکوفایی چشمگیری رسید و تقریباً به مرحله تکامل خود پا نهاد. در این عصر عزاداری امام حسین(ع)، به تمام مناطق قلمرو حکومت صفویان، حتی روستاها نیز کشیده شد. در حالی که قبل از آن، در برخی از مناطق که متعصبان اهل سنت چون: اصفهان در اکثریت بودند، برپایی این مراسم میسر نبود. [۳۰] از سوی دیگر، زمان سوگواری، افزون بر دهه محرم و عاشورا، به ماه صفر و ماه رمضان که اوقات شهادت و رحلت سایر معصومان: در آنها واقع شده، گسترش یافت در حالی که پیش از این گزارشی از سوگواری شیعیان در سایر روزها، غیر از روز عاشورا وجود ندارد. البته از عصر امام صادق(ع) شیعیان عراق در روزهایی غیر از عاشورا نیز که روایاتی در فضلیت زیارت امام حسین(ع) در آن روزها وارد شده در کربلا و کنار قبر آن حضرت به عزاداری می پرداختند.[۳۱] این مطلب افزون بر یکپارچگی جامعه شیعه، معلول توجه شاهان صفوی بوده است . آنان از یک سو شاعران را تشویق میکردند، به جای مدح و تعریف آنان درباره مناقب ائمه اطهار: و مظلومیت امام حسین(ع) شعر بسرایند؛ چنانکه اسکندر بیگ ترکمان در تاریخ عالم آرای عباسی در شرح حال شاه طهماسب مینویسد: «در اوایل حال حضرت خاقانی، جنب مکانی را توجه به حال این طبقه (شعرا) بود… و در اواخر ایام حیات، که در امر به معروف و نهی از منکر مبالغه عظیم میفرمودند، چون این طبقه علیه را، وسیع المشرب شمرده از صلحا و زمره اتقیا نمیدانستند زیاده توجهی به حال ایشان نمی فرمودند. مولانا محتشم کاشانی، قصیدهای غرّا در مدح آن حضرت و قصیدهای دیگر، در مدح مخدره زمان، شهزاده پریخان خانم به نظم در آورده مذکور معروض گشت؛ شاه جنب مکان فرمودند که من راضی نیستم که شعرا زبان به مدح و ثنای من آلایند. قصاید در شأن شاه ولایت و ائمه معصومین: بگویند، صله اول از ارواح مقدسه حضرات و بعد از آن از ما توقع نمایند…».[۳۲] از این رو شاعران بزرگی چون محتشم کاشانی، اشعار ماندگاری را در مرثیه امام حسین(ع) در این دوره به یادگار گذاشتند که تا به امروز، دست مایه مهمی برای مراسم روضه خوانی منابر و دستههای سینه زنی گردیده است. از سوی دیگر، شاهان صفوی، نسبت به شعائر مذهبی و شیعی تعصّب و علاقه زیادی داشتند؛ نصرالله فلسفی در این باره مینویسد: «در ده روز اول محرم از طرف شاه و بزرگان و اعیان کشور در پایتخت و شهرهای دیگر مجالس روضه خوانی دایر میشد و در شب و روز عاشورا و روز بیست ویکم رمضان دستههای سینه زن و سنگ زن و امثال آنها با مراسم و تشریفاتی که هنوز هم در بسیاری از شهرهای ایران متداول است به راه می افتاد»[۳۳]. حتی شاه عباس، در سفرهای جنگی نیز سوگواری امام حسین(ع) را برگزار میکرد از جمله در ماه محرم سال ۱۰۱۳ هـ. که قلعه ایروان را در محاصره داشت و باترکان عثمانی میجنگید مراسم عزاداری دایر کرد و در شب عاشورا از اردوی او چنان فریاد فغان برخاست که مردم قلعه وحشت کردند و به گمان اینکه شاه عباس، فرمان حمله شبانه و ناگهانی را صادر کرده است تسلیم شدند. و قلعه به دست ایرانیان افتاد[۳۴]. از این رو، گزارشهای سفرنامهنویسان- در عین حال که خالی از اشتباهات و سوء تفاهمها و بدبینیها نیست ـ حاکی از گستردگی این مراسم در عصر صفوی در سراسر ایران میباشد. کارری، سفرنامه نویس دوره صفوی مینویسد: «روز دوشنبه ۲۳ ماه اوت، با طلوع ماه نو، برگزاری مراسمِ بسیار غم انگیز آغاز گردید. ایرانیان به یاد درگذشت دو تن از امامان خود، حسن و حسین فرزندان علی این مراسم را همه ساله برگزار میکنند. این دو تن، در نزدیکیهای بغداد به دست عمر [بن سعد] به قتل رسیدهاند[۳۵]. این مراسم، ده روز طول میکشد و در تمام این مدت میدانها و گذرگاهها چراغانی و روشن، و عَلَمهای سیاه در همه جا بر افراشته است. در سرگذرها صندلهایی گذاشتهاند که هر چندگاه یک مُلاّ بر روی آن مینشیند و سخنانی در منقبت و مصیبت کشتگان میگوید. همه ساکنان محلات، در حالی که به عنوان سوگواری جامه کبود یا سرخ بر تن کردهاند، در پای کرسی وعظ و مرثیه آنان مینشینند. بعضی از این اشخاص در بین وعظ دو ملاّ از میوه فصل نیز استفاده میکنند».[۳۶] تاورنیه، که از مسافران خارجی عصر صفوی است ـ همراه با بدبینی و نیشزنیـ مینویسد: «اکنون از تشریفات بزرگ مذهبی ایرانیها که مربوط به حسن و حسین((ع)) پسرهای علی((ع)) است، گفت و گو مینماییم: هشت یا ده روز، قبل از آن روز مخصوص (عاشورا)، متعصبترین شیعیان، تمام صورت و بدن خود را سیاه میکنند و برهنه و عریان میشوند؛ فقط با پارچه کوچکی، ستر عورت مینمایند و سنگ بزرگی، به هر دستی گرفته در کوچه و معبر گردش نموده آن سنگها را به یکدیگر زده انواع تشنجات به صورت و بدن فرد داده، متصل فریاد میکنند؛ حسین حسین، حسین حسین، و به قدری این حرکت را تکرار مینمایند که دهانشان کف میکنند و تا غروب مشغول این کار هستند. شبها، مردمان مقدسی هستند که آنها را به خانههای خود برده و اطعام شایانی مینمایند و در همین ایام که آفتاب غروب کرد، در اغلب گذرها و میدانها، منابری نصب شده، واعظین مشغول موعظه و حاضر کردن مردم برای برگز اری روز مخصوص هستند»[۳۷]. از این زمان به بعد تکیهها و حسینیهها و موقوفات مربوط به عزاداری امام حسین(ع)، در ایران شکل گرفت؛ چنانکه در یکی دیگر از سفرنامههای عصر صفوی آمدهاست: «یکی از علل اساسی خیرات و مبَّرات ایرانیان، برای ساختن آب انبارها و نجات مردم از تشنگی، توجه به همین امر، تشنگی حسین و یارانش در همین واقعه است»[۳۸]. یکی دیگر، از زمینههای سوگواری امام حسین(ع)، در این عصر وجود طریقتهای صوفی بود. از جمله مریدان خانقاه صفویان قزلباش بودند که قدرت سیاسی و نظامی نیز داشتند، دهه محرم، بستر خوبی شده بود که ریاضتهای صوفیانه آنها، در قالب سوگواری امام حسین(ع) جلوهگر شود[۳۹]. البته در عصر صفویه، با رشد نفوذ عالمان دین و حوزههای فقهی، تصوف کم رنگ شد و شریعت جای طریقت را گرفت. در نتیجه اشکال و قالبهای صوفیانه عزاداری امام حسین(ع) تعدیل یافته و در صورتهای معقول و شرع پسند جلوهگر شد. در عصر صفوی، دولت مغولان هند، که از دولت صفویه متأثر بود و بابر موسس سلسله گورکانیان هند، به یاری صفویان به حکومت رسیده بود. از این رو، از زمان او به بعد عزاداری امام حسین(ع) در مناطق مختلف شبه قاره هند میان مسلمانان رواج یافت و هم اکنون نیز این مراسم میان شیعیان و سنیان به طور مشترک برگزار میشود.[۴۰] * برگرفته شده از تحقیق پایانی ؛ کارکردهای اجتماعی عزاداری سید الشهداء؛اسدالله حسن زاده موسسه عالی علوم انسانی* [1] خوارزمی؛ مقتل الحسین؛ تحقیق محمد السماوی؛ قم: انتشارات انوارالمهدی، (بیتا)، ص ۴۳٫ [۲] ابو مخنف؛ وقعة الطف، تحقیق استاد محمد هادی یوسفی غروی، طـ. اول، قم: موسسه نشر اسلامی جامعه مدرسین، ۱۳۶۷، ص ۲۵۹٫ [۳] ابن طاووس؛ اللهوف فی قتلی الطفوف، نجف: منشورات المطبعة الحیدریه، ۱۳۶۹ هـ.ق، ص ۶۹٫ [۴] شیخ مفید؛ الامالی، ، طـ ۲، قم: انتشارات جامعه مدرسین، بیتا، ص ۳۲۱ـ۳۲۴ [۵] خوارزمی؛ پیشین، صص۶۷ و ۶۸٫ [۶] ابن طاووس، پیشین، ص ۷۸ [۷] همان. [۸] ابی مخنف؛ مقتل الحسین، ص۲۷۲٫ [۹]ابن قولویه؛ پیشین؛ص ۵۸٫ [۱۰]در جواب پیامبر(ص) چه خواهید گفت؟ وقتی که از شما بپرسد، ای آخرین امت! [درباره خاندان من]چه کردید؟ بعد از درگذشت من با عترت و اهل بیتم [چه کردید] گروهی از آنها اسیر و گروهی دیگر به خون آغشته اند پاداش من در مقابل هدایت شما این نیست که با خویشان و نزدیکانم بدترین رفتار را انجام دهید. [۱۱] شیخ مفید؛ الامالی، ، طـ ۲، قم: انتشارات جامعه مدرسین، بی تا، ص۳۱۹،. [۱۲]ای اهل مدینه! دیگر شما را مجال اقامت در آن نمانده، حسین(ع)کشته شده، اکنون اشک چشمانم در سوگ او روان است. جسم او در کربلا به خون غلتیده و سرش بالای نیزه گردانده می شود. [۱۳]ابن طاووس، پیشین، صص ۸۷ و ۸۸٫ [۱۴] غلامحسن محرمی؛ «تاریخ عزاداری برای امام حسین(ع)»؛ تاریخ در آیینه پژوهش، پاییز ۱۳۸۲، پیش شماره۳، صص ۲۵۵ تا ۳۰۰٫ [۱۵]محمد بن جریر طبری؛ تاریخ الطبری؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، ج ۵، ص ۳۱۲٫ [۱۶] غلامحسن محرمی؛ پیشین. [۱۷] شیخ مفید؛مسار الشیعه؛ طـ ۱، بیجا، الموتمر العالمی لالفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ هـ، ص۴۳٫ [۱۸]حر عاملی؛ پیشین؛ ج ۱۰، ص ۳۹۴٫ [۱۹] غلامحسن محرمی؛ پیشین. [۲۰]مجلسی؛ پیشین؛ ج ۴۳، ص ۲۲۲٫ [۲۱] همان، ص ۲۷۸٫ [۲۲]ابن قولویه؛پیشین، باب ۷۱، ج ۷، ص ۹۳٫ [۲۳]همان، باب ۳۲، ح ۶، ص ۱۰۸٫ [۲۴] ابن جوزی؛ المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم؛ حیدرآباد رکن: دائره المعارف العثمانیه، ، ۱۳۵۸هـ.ق، ج ۷، ص ۱۵٫ [۲۵]ابن اثیر؛ الکامل فى التاریخ، بیروت: دار صادر، ۱۳۹۹ هـ. ق، ج ۸، ص ۵۴۹ . [۲۶] تقی الدین مقریزی؛ المواعظ و الاعتبار فی ذکر الخطط و الآثار؛ مصر: مؤسسه الفرقان للتراث الاسلامی، ص ۳۱۴ ـ ۳۱۸٫ [۲۷]همان. [۲۸]ابوریحان بیرونی؛ الآثار الباقیه عن القرون الخالیه، دار صادر بیروت، (بی تا)، ص ۳۲۹٫ [۲۹] تلخیصی از مقاله غلامحسن محرّمی؛ «تاریخ عزاداری برای امام حسین۷»؛ تاریخ در آینه پژوهش، پاییز ۸۲، پیش شماره۳ ، ص ۲۵۵ـ۳۰۰ . [۳۰] ابن بطوطه، رحله، بیروت: دارالکتب العلیمه، (بى تا). به نقل از غلامحسن محرّمی؛ پیشین. [۳۱] ابن قولویه؛ کامل الزیارات، مکتبه الصدوق، ج ۱، ۱۳۷۵ هـ. ق، ص ۱۸۶ ـ ۲۰۰،بابهاى، ۷۰، ۷۱، ۷۲،۷۳٫ [۳۲]اسکندر بیک ترکمان؛ عالم آرای عباسی؛ نشر طلوع و سیروس (چاپ رحلی)،ج ۲، ۱۳۶۴ هـ، ص۲۳۳٫ [۳۳] حسن گل محمدی، عاشورا و شعر فارسی: انتشارات اطلس، ج ۱، ۱۳۶۶ هـ. ش، ص ۱۳ و ۱۴٫ [۳۴]، نصرالله فلسفی، زندگانی شاه عباس اول؛ انتشارات علمی، ج ۵، ج ۳، ص ۸۵۸٫ به نقل از غلام حسن محرمی؛ پیشین. [۳۵] چنانکه ملاحظه می شود کارری، به اشتباه، عاشورا را روز شهادت امام حسن(ع) نیز پنداشته و نیز به جای کوفه، از بغداد نام برده است [۳۶]سفرنامه کارری، ترجمه دکتر نخجوانی و عبدالعلی کاررنگ، اداره کل فرهنگ و هنر آذربایجان شرقی، ۱۳۴۸ هـ، ص ۱۲۵٫ به نقل از غلامحسن محرمی؛ پیشین. [۳۷] سفرنامه تاورنیه؛ ترجمه ابوتراب نوری؛ بیجا: انتشارات کتابخانه سنایی و کتابفروشی تأیید اصفهان، ج ۲، ص ۴۱۲ ـ ۴۱۷٫ به نقل از محرمی؛ پیشین. [۳۸] سفرنامه دن کارسیاد سیلو افیگوئروا سفیر اسپانیا در دربار شاه عباس اول، ترجمه غلامرضا سهیلی، نشر نو، تهران، ۱۳۶۳، ص ۳۱۱٫ [۳۹] سفرنامه پیتر و دلاوله، ترجمه شعاع الدین شفا، تهران: شرکت انتشارات علمى و فرهنگى، ج ۲، ۱۳۷۰ هـ. ش، ص ۱۲۳ و ۱۲۴٫ [۴۰] جان نورمن هالیستر؛ تشیّع در هند؛ ترجمه: آزر میدخت، مشایخ فریدى، تهران: مرکز نشر دانشگاهى، ۱۳۷۳ هـ. ش، ص ۱۹۹ ـ ۲۰۲٫ http://www.mizanonline.com/persian/1390/09/450/
سابقه عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)
1ـ صاحب الدّرالثمین در تفسیر این آیه: «فتلقّی آدم من ربّه کلماتٍ فتاب علیه؛ آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت (و با آنها توبه کرد) خداوند توبه او را پذیرفت.» نقل نموده: آدم (ع) به ساق عرش نگاه کرد، نام پیامبر(ص) و امامان (ع) را در آن دید، جبرئیل آن نام ها را به او تلقین نمود و گفت بگو: «یا حمید بحق محمّدٍ، یا عالی بحقّ علیٍّ، یا فاطر بحقّ فاطمة، یا محسن بحق الحسن و الحسین و منک الاحسان. » آدم(ع) این نام ها را به زبان آورد، همین که نام حسین(ع) به زبانش آمد، اشکهایش جاری شد و قلبش فرو ریخت، از جبرئیل پرسید: «علّت چیست که وقتی نام پنجمی (حسین) بر زبانم جاری شود، قلبم شکسته شده و اشک هایم روان می گردد؟» جبرئیل گفت: این پسرت دسختخوش مصیبتی می شود که همه مصیبت ها در مقایسه با آن کوچک است. آدم پرسید: آن مصیبت چیست؟ جبرئیل گفت: او را تشنه و تنها و غریب و بی کس می کشند، شدت تشنگی او باعث می شود که بین آسمان و زمین را مانند دود می نگرد و آسمان را نمی بیند، آب می طلبد کسی جواب او را جز با زبان شمشیرها و شربت مرگ نمی دهد در حالی که فریاد می زند: «وا عطشاه! واقلّة ناصراه! آه از شدت عطش و کمی یار و یاور». سر او را مانند سر گوسفند ذبح کنند، و دشمنانش اموال و وسائل زندگیش را غارت می نمایند، و سرهای او و یارانش را بر سر نیزه ها در شهرها و راه ها می گردانند، در حالی که زنانشان همراه آن سرها هستند. در علم خداوند یکتا این چنین گذشته است. در این هنگام آدم (ع) و جبرئیل مانند زن بچه مرده گریه و زاری کردند.
2ـ مرحوم راوندی در خرایج از تاریخ محمد النّجار، به سندش از انس، و او از پیامبر(ص) ماجرای کشتی نوح(ع) را نقل می کند تا اینجا که فرمود: در آخر کار پنج میخ باقی ماند، و نوح(ع) به دستور خداوند، آنها را در پیشاپیش کشتی نصب کرد... وقتی که به میخ پنجم رسید، آن را نصب کرد، سپس بر روی آن چکش زد، نوری از آن بالا گرفت و آثار خون از آن دیده شد، جبرئیل گفت: این خون است، آنگاه ماجرای شهادت جان سوز امام حسین(ع) را برای نوح(ع) شرح داد، در این هنگام نوح (یا جبرئیل) قاتل حسین(ع) و ظلم کننده به او، و واگذار کننده آن حضرت به خودش را لعنت کرد.
3ـ در ماجرای فرمان خدا به ابراهیم(ع) در مورد قربانی کردن اسماعیل(ع) پس از تسلیم ابراهیم در برابر فرمان خدا، سرانجام خداوند قوچی را برای ابراهیم (ع) فرستاد تا آن را به جای اسماعیل(ع) قربانی کند. در این راستا از حضرت رضا(ع) روایت شده خداوند به ابراهیم (ع) وحی فرمود: ای ابراهیم! محبوب ترین خلق خدا در نزد تو کیست؟ ابراهیم: پروردگارا! انسانی محبوب تر از حبیبت محمّد (ص) وجود ندارد. خداوند به او وحی کرد: آیا تو (محمّد (ص)) را بیشتر دوست داری یا خودت را؟ ابراهیم: بلکه او را بیشتر از خودم دوست دارم. خداوند به او وحی کرد: آیا فرزند او را بیشتر دوست داری یا فرزند خود را؟ ابراهیم: فرزند او را بیشتر دوست دارم. خداوند فرمود: آیا ذبح فرزند او، از روی ظلم به دست دشمنانش برای قلب تو دردناک تر است، یا ذبح فرزند خودت به دست خودت در اجرای اطاعت من. ابراهیم: پروردگارا! بلکه ذبح فرزند محمد(ص) به دست دشمنانش، برای قلبم دردناک تر است. خداوند فرمود: ای ابراهیم! جمعی که گمان می کنند از امّت محمد(ص) هستند، به زودی حسین(ع) پسر محمّد(ص) را پس از او از روی ظلم و عدوان می کشند و سرش را مانند گوسفند ذبح می نمایند، و به این علت سزاوار غضب و خشم من خواهند شد. دل ابراهیم(ع) با شنیدن این سخن به درد آمد و به سختی گریه کرد، و برای مصائب جان سوز امام حسین(ع) عزاداری و گریه نمود. عزاداری پیامبر(ص) و امامان(ع) به همین ترتیب نمونه های دیگری نیز در این راستا وجود دارد که قبل از اسلام، مسأله عزاداری برای امام حسین(ع) در میان پیامبران مطرح بوده است. و در مورد عزاداری پیامبر اسلام و فاطمه(س) و علی(ع) پیرامون مصائب امام حسین(ع) نیز روایات متعدّدی ذکر شده، و همچنین عزاداری امامان(ع) بعد از شهادت امام حسین(ع) که باز به عنوان نمونه به چند فراز می پردازیم: امام سجّاد (ع) که در جریان کربلا حضور داشت، پس از شهادت پدر، تا آخر عمر (مدت 34 سال) در موارد مختلف برای مصائب آن حضرت گریه می کرد و سوگواری می نمود. امام باقر(ع) نیز به یاد جدّش امام حسین(ع) گریه می کرد و مجلس عزا تشکیل می داد و حاضران را به سوگواری و گریه برای امام حسین(ع) تحریص و تشویق می نمود. علی بن اسماعیل تمیمی از پدرش نقل می کند که در محضر امام صادق(ع) بودم آن حضرت از سیّد حمیری (شاعر اهل بیت) خواست تا اشعاری در ذکر مصائب امام حسین(ع) بخواند. او اشعاری خواند که آغازش این بود. امرر علی جدث الحسین فقل لاعظمه الزّکیّة... یعنی: به بدن حسین(ع) عبور کن و به استخوان های پاکش بگو! پیوسته از اشک چشم ها سیراب خواهی شد... راوی گوید: دیدم اشک های امام صادق(ع) مانند آب نهر جاری شد، و صدای گریه اش بلند گردید، و ناله و ندبه اهل بیتش کوچه های مدینه را پر کرد. امام رضا(ع) نیز به طور مکرر مجلس عزای جدّش حسین(ع) را تشکیل می داد، و به دعبل می فرمود: مرثیه سرایی کند به طوری که آن بزرگوار بر اثر شنیدن ذکر مصائب امام حسین(ع) مدهوش شد، و می فرمود: «انّ یوم الحسین اقرح جفوننا و اسیل دموعنا... فعلی مثل الحسین فلیبک الباکون...؛ مصیبت روز شهادت حسین(ع) پلک های چشم ما را زخم کرده، و اشک های ما را مثل سیل روان ساخته، باید برای مانند مصائب حسین(ع) گریه کنندگان گریه کنند.» زیارت ناحیه امام عصر(عج) که آکنده از ذکر مصائب جان سوز امام حسین(ع) و یارانش است، نیز بیانگر عزاداری دائم آن حضرت برای مصائب جد مظلومش امام حسین(ع) است. http://banihashem.blogfa.com/post-131.aspx
چرا عزاداري براي امام حسين (ع) وياران با وفايشان از اول محرم آغاز مي شود با اين كه ايشان در دهم محرم به شهادت رسيدند ؟ پاسخ :
اولا: با آغاز مام محرم مصائب امام حسين (ع) ويارانش تداعي مي شود وسيره ائمه عليهم السلام نيز احياي دهه محرم بود همان طوري که امام رضا (ع) مي فرمايند کان أبي إذا دخل شهر المحرم لا يري ضاحكا و كانت الكآبة تغلب عليه حتي يمضي منه عشرة أيام فإذا كان يوم العاشر كان ذلك اليوم يوم مصيبته وحزنه وبكائه ويقول: هو اليوم الذي قتل فيه الحسين صلي الله عليه. يعني: وقتي ماه محرم فرا مي رسيد در پدرم امام کاظم عليه السلام آثار شادي ديده نمي شد و همواره غمگين بودند ، روز دهم ، روز مصيبت و اندوه و گريه او بود و مي فرمود : در اين روز بود که حسين عليه السلام را به شهادت رساندند.
امالي صدوق، ص 78 و بحار الانوار، ج 44 ص 284.
ثانيا: در عرف رسم براين است که تجليل از خاطره خوب و يا تلخ به صورت دهه برگذار مي شود مانند دهه فجر و دهه ولادت رسول اکرم (ص) و دهه فاطميه و غيره.
ثالثا: به خاطر اين که در طول ده روز فرصت مناسي باشد براي تبين اهداف عالي حضرت سيد الشهداء عليه السلام و فلسفه سوگواري براي آن حضرت مانند:
1 . حيات مجدد اسلام واحياي سنت .
2 . حفظ مکتب و شريعت بود .
3 . تحکيم باورهاي ديني مردم با آشنا شدن توده هابا معارف ديني
4 . پيوند عميق عاطفي ميان امت والگوهاي راستين.
5 . اعلام وفاداري نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم. براي اطلاع بيشتر مي توانيد در بخش مقالات، مقاله عزاداري ، بخش هشتم ،اهداف بزرگ مجالس سوگواري را مطالعه فرماييد. موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج) http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=224
آیا عزادارى براى امام حسین(ع)، در زمان امامان(ع) سابقه دارد؟
سوال : . » آیا عزادارى براى امام حسین(ع)، در زمان امامان(ع) سابقه دارد؟ . پاسخ : . » بلى، در اینجا تنها به ذکر نمونه هاى اندکى از آنچه که در تاریخ نقل شده، بسنده مى کنیم… 1. عزادارى بنى هاشم در ماتم سیدالشهدا؛ از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است: «پس از حادثه عاشورا هیچ بانویى از بانوان بنى هاشم، سرمه نکشیدند و خضاب ننمودند و از خانه هیچ یک از بنى هاشم دودى که نشانه پختن غذا باشد، بلند نشد تا آنکه ابن زیاد به هلاکت رسید. ما پس از فاجعه خونین عاشورا پیوسته اشک بر چشم داشته ایم» نگا: امام حسن و امام حسین(علیه السلام)، ص ۱۴۵٫٫
2. عزادارى امام سجاد(علیه السلام)؛ حزن امام سجاد(علیه السلام) بر آن حضرت به صورتى بود که دوران زندگى او، همراه با اشک بود. عمده اشک آن حضرت بر مصایب سیدالشهداء(علیه السلام) بود و آنچه بر عموها، برادران، عموزاده ها، عمه ها و خواهرانش گذشته بود تا آنجا که وقتى آب مى آوردند تا حضرت میل کند، اشک مبارک شان جارى مى شد و مى فرمود: چگونه بیاشامم در حالى که پسر پیامبر ( صلی الله علیه و آله ) را تشنه کشتند؟! بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱۴۵٫ و مى فرمودند: «هرگاه شهادت اولاد فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را به یاد مى آورم گریه ام مى گیرد». خصال، ج ۱، ص ۱۳۱٫
امام صادق(علیه السلام) به زراره فرمود: «جدم على بن الحسین(علیه السلام) هرگاه حسین بن على(علیه السلام) را به یاد مى آورد، آن قدر اشک مى ریخت که محاسن شریفش پر از اشک مى شد و بر گریه او حاضران گریه مى کردند». بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۰۷٫
3. عزادارى امام محمد باقر(علیه السلام)؛ امام باقر(علیه السلام) در روز عاشورا براى امام حسین(علیه السلام) مجلس عزا برپا مى کرد و بر مصایب آن حضرت گریه مى کردند. در یکى از مجالس عزا، با حضور امام باقر(علیه السلام) کمیت شعر مى خواند، وقتى به اینجا رسید که: «قتیل بالطف …»، امام باقر(علیه السلام) گریه زیاد کرده، فرمودند: «اى کمیت! اگر سرمایه اى داشتیم در پاداش این شعرت به تو مى بخشیدیم؛ اما پاداش تو همان دعایى است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره حسان بن ثابت فرمودند که همواره به جهت دفاع از ما اهل بیت(علیه السلام)، مورد تأیید روح القدس خواهى بود». مصباح المتهجد، ص ۷۱۳٫
4. عزادارى امام صادق(علیه السلام)؛ امام موسى کاظم(علیه السلام) مى فرماید: «چون ماه محرم فرا مى رسید، دیگر پدرم خندان نبود؛ بلکه اندوه از چهره اش نمایان مى شد و اشک بر گونه اش جارى بود، تا آنکه روز دهم محرم فرا مى رسید. در این روز مصیبت و اندوه امام به نهایت مى رسید. پیوسته مى گریست و مى فرمود: امروز، روزى است که جدم حسین بن على(علیه السلام) به شهادت رسید». امام حسن و امام حسین(علیه السلام)، ص ۱۴۳٫
5. عزادارى امام موسى کاظم(علیه السلام)؛ از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «چون ماه محرم فرا مى رسید، کسى پدرم را خندان نمى دید و این وضع ادامه داشت تا روز عاشورا: در این روز پدرم را اندوه و حزن و مصیبت فرا مى گرفت و مى گریست و مى گفت: در چنین روزى حسین (علیه السلام) را که درود خدا بر او باد، کشتند». حسین، نفس مطمئنة، ص ۵۶٫
6. عزادارى امام رضا(ععلیه السلام)؛ گریه امام رضا(علیه السلام) در حدى بود که فرمودند: «همانا روز مصیبت امام حسین(علیه السلام)، پلک چشمان ما را مجروح نموده و اشک ما را جارى ساخته است». بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۴٫ دعبل خدمت حضرت رضا(علیه السلام) آمد. آن حضرت درباره شعر و گریه بر سیدالشهدا(علیه السلام) کلماتى چند فرمودند؛ از جمله اینکه: «اى دعبل! کسى که بر مصایب جدم حسین(علیه السلام) گریه کند، خداوند گناهان او را مى آمرزد. آنگاه حضرت بین حاضران و خانواده خود پرده اى زدند تا بر مصایب امام حسین(علیه السلام) اشک بریزند». سپس به دعبل فرمودند: «براى امام حسین(علیه السلام) مرثیه بخوان، که تا زنده اى تو ناصر و مادح ما هستى، تا قدرت دارى از نصرت ما کوتاهى مکن». دعبل در حالتى که اشک از چشمانش مى ریخت، قرائت کرد: أفاطم لوخلت الحسین مجد لا و قد مات عطشاناً بشط فرات صداى گریه امام رضا(علیه السلام) و اهل بیت آن حضرت بلند شد. همان، ج ۴۵، ص ۲۵۷٫ 7. عزادارى امام زمان(عجل ا… تعالی)؛ بنابر روایات، امام زمان(عجل ا… تعالی) در زمان غیبت و ظهور بر شهادت جدّشان گریه مى کنند. آن حضرت خطاب به جد بزرگوارشان سیدالشهدا(علیه السلام) مى فرمایند: «فلئن اخرتنى الدهور و عاقنى عن نصرک المقدور، و لم اکن لمن حاربک محاربا و لمن نصب لک العداوة مناصبا فلاندبنّک صباحا و مساء و لابکین لک بدل الدموع دما، حسرة علیک و تأسفاً على ما دهاک»؛ بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۳۲۰٫ «اگر روزگار مرا به تأخیر انداخت و دور ماندم از یارى تو و نبودم تا با دشمنان تو جنگ کنم و با بدخواهان تو پیکار نمایم؛ هم اکنون هر صبح و شام بر شما اشک مى ریزم و به جاى اشک در مصیبت شما خون از دیده مى بارم و آه حسرت از دل پر درد بر این ماجرا مى کشم». در سوگ تو با سوز درون مى گریم از نیل و فرات و شط، فزون مى گریم گر چشمه چشم من، بخشکد تا حشر از دیده به جاى اشک، خون مى گریم http://daryafti.ir/
آيا-عزادارى-براى-امام-حسين ع،-در-زمان- آیا عزاداری برای امام حسین(ع)، در زمان امامان(ع) سابقه دارد؟ مقالات پیرامون چگونگی عزاداری بر امام حسین(ع) تعداد بازدید : متن پاسخ: بلی، در اینجا تنها به ذکر نمونههای اندکی از آنچه که در تاریخ نقل شده، بسنده میکنیم:
۱. عزاداری بنیهاشم در ماتم سیدالشهدا؛ از امام صادق(ع) روایت شده است: «پس از حادثه عاشورا هیچ بانویی از بانوان بنیهاشم، سرمه نکشید و خضاب ننمود و از خانه هیچ یک از بنیهاشم دودی که نشانه پختن غذا باشد، بلند نشد تا آنکه ابن زیاد به هلاکت رسید. ما پس از فاجعه خونین عاشورا پیوسته اشک بر چشم داشتهایم»نگا: امام حسن و امام حسین(ع)، ص ۱۴۵..
۲. عزاداری امام سجاد(ع)؛ حزن امام سجاد(ع) بر آن حضرت به صورتی بود که دوران زندگی او، همراه با اشک بود. عمده اشک آن حضرت بر مصایب سیدالشهداء(ع) بود و آنچه بر عموها، برادران، عموزادهها، عمهها و خواهرانش گذشته بود تا آنجا که وقتی آب میآوردند تا حضرت میل کند، اشک مبارکشان جاری میشد و میفرمود: چگونه بیاشامم در حالی که پسر پیامبر را تشنه کشتند؟!بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۱۴۵. و میفرمودند: «هرگاه شهادت اولاد فاطمه زهرا(س) را به یاد میآورم گریهام میگیرد».خصال، ج ۱، ص ۱۳۱. امام صادق(ع) به زراره فرمود: «جدم علی بن الحسین(ع) هرگاه حسین بن علی(ع) را به یاد میآورد، آن قدر اشک میریخت که محاسن شریفش پر از اشک میشد و بر گریه او حاضران گریه میکردند».بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۰۷.
۳. عزاداری امام محمد باقر(ع)؛ امام باقر(ع) در روز عاشورا برای امام حسین(ع) مجلس عزا برپا میکرد و بر مصایب آن حضرت گریه میکردند. در یکی از مجالس عزا، با حضور امام باقر(ع) کمیت شعر میخواند، وقتی به اینجا رسید که: «قتیل بالطف ...» ، امام باقر(ع) گریه زیاد کرده، فرمودند: «ای کمیت! اگر سرمایهای داشتیم در پاداش این شعرت به تو میبخشیدیم؛ اما پاداش تو همان دعایی است که رسول خدا(ص) درباره حسان بن ثابت فرمودند که همواره به جهت دفاع از ما اهلبیت(ع)، مورد تأیید روحالقدس خواهی بود».مصباح المتهجد، ص ۷۱۳.
۴. عزاداری امام صادق(ع)؛ امام موسی کاظم(ع) میفرماید: «چون ماه محرم فرا میرسید، دیگر پدرم خندان نبود؛ بلکه اندوه از چهرهاش نمایان میشد و اشک بر گونهاش جاری بود، تا آنکه روز دهم محرم فرا میرسید. در این روز مصیبت و اندوه امام به نهایت میرسید. پیوسته میگریست و میفرمود: امروز، روزی است که جدم حسین بن علی(ع) به شهادت رسید».امام حسن و امام حسین(ع)، ص ۱۴۳.
۵. عزاداری امام موسی کاظم(ع)؛ از امام رضا(ع) نقل شده است که فرمود: «چون ماه محرم فرا میرسید، کسی پدرم را خندان نمیدید و این وضع ادامه داشت تا روز عاشورا: در این روز پدرم را اندوه و حزن و مصیبت فرا میگرفت و میگریست و میگفت: در چنین روزی حسین را که درود خدا بر او باد، کشتند».حسین، نفس مطمئنه، ص ۵۶.
۶. عزاداری امام رضا(ع)؛ گریه امام رضا(ع) در حدی بود که فرمودند: «همانا روز مصیبت امام حسین(ع)، پلک چشمان ما را مجروح نموده و اشک ما را جاری ساخته است».بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۴. دعبل خدمت حضرت رضا(ع) آمد. آن حضرت درباره شعر و گریه بر سیدالشهدا(ع) کلماتی چند فرمودند؛ از جمله اینکه: «ای دعبل! کسی که بر مصایب جدم حسین(ع) گریه کند، خداوند گناهان او را میآمرزد. آنگاه حضرت بین حاضران و خانواده خود پردهای زدند تا بر مصایب امام حسین(ع) اشک بریزند». سپس به دعبل فرمودند: «برای امام حسین(ع) مرثیه بخوان، که تا زندهای تو ناصر و مادح ما هستی، تا قدرتداری از نصرت ما کوتاهی مکن». دعبل در حالتی که اشک از چشمانش میریخت، قرائت کرد: أفاطم لوخلت الحسین مجد لا و قد مات عطشاناً بشط فرات صدای گریه امام رضا(ع) و اهل بیت آن حضرت بلند شد.همان، ج ۴۵، ص ۲۵۷
. ۷. عزاداری امام زمان(عج)؛ بنابر روایات، امام زمان(عج) در زمان غیبت و ظهور بر شهادت جدّشان گریه میکنند. آن حضرت خطاب به جد بزرگوارشان سیدالشهدا(ع) میفرمایند: «فلئن اخرتنی الدهور و عاقنی عن نصرک المقدور، و لم اکن لمن حاربک محاربا و لمن نصب لک العداوه مناصبا فلاندبنّک صباحا و مساء و لابکین لک بدل الدموع دما، حسره علیک و تأسفاً علی ما دهاک» ؛ بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۳۲۰. «اگر روزگار مرا به تأخیر انداخت و دور ماندم از یاری تو و نبودم تا با دشمنان تو جنگ کنم و با بدخواهان تو پیکار نمایم؛ هم اکنون هر صبح و شام بر شما اشک میریزم و به جای اشک در مصیبت شما خون از دیده میبارم و آه حسرت از دل پر درد بر این ماجرا میکشم». در سوگ تو با سوز درون میگریم از نیل و فرات و شط، فزون میگریم گر چشمه چشم من، بخشکد تا حشر از دیده به جای اشک، خون میگریم مصطفی آرنگ به نقل از اشک حسینی، سرمایه شیعه، ص ۶۶. http://karballa.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=5077:1391-04-25-15-31-13&catid=361:1390-07-29-17-54-52&Itemid=547
چرا مراسم عزاداری امام حسین(ع) پیش از شهادت ایشان صورت میگیرد؟ نمایشپیگرد عشق و محبّت به حضرت باعث شده که دوستداران امام ، پیش از عاشورا خود را آماده کنند و لباس سیاه بپوشند، نیز مساجد، تکایا و حسینیه ها را سیاهپوش کنند. عزادارى براى اباعبدالله(ع) عزادارى معمولى نیست؛ بلکه تبدیل به فرهنگ فراگیر شده است. وقتى تبدیل به فرهنگ شد، دیگر زمان و مکان نمى شناسد، از این رو تا نسیم محرّم به مشام جان میوزد، پوشیدن لباس عزا و سیاهپوش کردن کوچه و خیابان ها و مساجد و تکیه ها شروع می شود. البته بعد از عاشورا و حتی تا ماه صفر و در غیر محرم نیز عزادارى در فرصت هاى مناسب برگزار می شود، شیعیان به دستور اولیاى دین مخصوصاً به دستور امامان بعد از امام حسین(ع) براى زنده نگه داشتن اهداف امام و فرهنگ عاشورا تلاش و کوشش میکنند. امام باقر(ع) در زمینة برپایى عزا در خانهها برای امام حسین میفرماید: «باید بر حسین(ع) عزادارى و گریه کنید و به اهل خانة خود دستور دهید که بر او بگریند . با اظهار گریه و ناله بر حسین(ع) مراسم عزادارى بر پا کنید و یکدیگر را با گریه و تعزیت در سوگ حسین (ع) ملاقات کنید».(1)
یکی از یاران امام صادق(ع) نقل می کند که در محضر امام بودیم، از حسین یاد کردیم و بر قاتلانش لعن نمودیم، امام گریست، ما نیز گریه کردیم، سپس حضرت گفت: «حسین(ع) فرمود: من کشتة اشکم! هیچ مؤمنی به یاد من نمیافتد مگر اینکه اشک می ریزد.(2)
رمز جاودانگى نهضت حسینى، زنده نگه داشتن و بزرگداشت آن بوده است. امام خمینی فرمود: «الآن هزار و چهارصد سال است که با این منبرها با این روضه ها و با این مصیبت ها و با این سینه زنى ها (دین اسلام) را حفظ کرده اند».(3)
عزاداری، احیاى خط شهادت و رساندن صداى مظلومیت آل على به گوش جهانیان است. این موضوع زمان و مکان ندارد و هر زمان که زمینه آماده است ، می توان مجالس عزا را بر پا کرد. عزاداران حسینى پروانگان شیفتة نورند که شمع محفل خویش را یافته، آمادة جان باختن و فدا شدن اند. نقش عزادارى در حفظ فرهنگ عاشورا مهم است و آثار و برکات خوبى براى بشر داشته و خواهد داشت. افزون بر این، کاروان امام حسین روز دوم محرّم سال 61هجرى وارد کربلا شد، پس از آن سپاه کوفیان به تدریج وارد شدند و عزا و مصیبت خاندان اهل بیت(ع) از همان زمان آغاز شد. روز نهم (تاسوعا) کاروان امام را محاصره کامل کرده،روز دهم (عاشورا) آن بزرگوار و یارانش را به شهادت رساندند. بنابراین چون اصل گرفتارى حضرت از دهۀ اوّل محرم آغاز شده است، پیروان حضرت از اوّل محرم عزادارى مىکنند. عزاداری از ابتدای محرم سابقه تاریخی دارد. آغاز عزاداری در دهه اوّل محرم آن هم به صورت فراگیر همانند عزاداری امروزه را میتوان از عصر معزالدوله دیلمى ازسلسله آل بویه دانست .(4)
معزالدّوله اولین کسى است که فرمان داد مردم شیعهء بغداد در دههء اوّل محرم براى حضرت امام حسین (ع) سیاه بپوشند و بازار را سیاهپوش کنند و در روز عاشورا دکّان ها را ببندند و از طباخى جلوگیرى کنند وتعطیل عمومى نمایند. این مراسم در تمام کشورهاى اسلامى از جمله ایران تا اوایل سلطنت سلجوقیان معمول بود،که تا به امروز ادامه دارد.(5) -------------------------------------------------------------------------------------------------------- پینوشتها: 1. جواد محدثى ، فرهنگ عاشورا، ص 312، به نقل از کامل الزیارات ، ص 175. 2. «... أنا قتیل العبرة، لا یذکرنی مؤمن إلاّ بکى» بحار الانوار، ج 44، ص 279. 3. همان، ص 313.. 4. مرتضى مطهرى ، مجموعه آثار، ج 17، ص 94 5. جواد محدّثى ، فرهنگ عاشورا، ص 313. http://www.pasokhgoo.ir/node/2821
بررسی تاریخچه عزاداری اهلسنت برای امام حسین(ع) کتاب «تاریخچه عزاداری اهلسنت برای امامحسین(ع)» به قلم حجتالاسلام حسین تهرانی از سوی انتشارات تهذیب منتشر شد. این کتاب پژوهشی مستند پیرامون پیشینه سوگواری، واقعه عاشورا، تحریف عاشورا و مشروعیت عزاداری از دیدگاه اهلسنت است. در این کتاب آمده است: علاوه بر شیعیان، بسیاری از پیروان دیگر مذاهب نیز برای حضرت سیدالشهداء(ع)، مجلس عزا به پا میکنند و در سوگ او عزاداری مینمایند. در این بین، تنها گروه وهابی با نگاه انتقادی به این مسأله نگریسته و مردم را از اقامه مجلس امامحسین(ع) نهی میکنند. غافل از اینکه سنت واقعی پیامبر اکرم(ص) در این مورد بر خلاف آن چیزیاست که آنها مدعی آن هستند. این کتاب ثابت میکند که اهلسنت، برعکس وهابیت به پیروی از پیامبر اکرم(ص)، اصحاب تابعین، این سیره و روش را ادامه داده و در مناسبتهای مختلف بویژه در ماه محرم، مجلس عزا بر پا مینمایند و در مصائب امام حسین(ع) اشک میریزند. این کتاب در 20 بخش تنظیم شدهاست. در بخش نخست کتاب، به آیات و روایاتی که در فضیلت گریه وارد شده، اشاره شده است و همچنین مشروعیت عزاداری از دیدگاه اهلسنت را ثابت کردهاست. سپس مواردی از عزای پیامبر اکرم(ص)، در سوگ اموات و شهدای راه حق بهویژه امام حسین(ع) را متذکر شده و به دنبال آن گزیدهای از عزاداری اهلسنت از زمان به شهادت رسیدن سیدالشهداء(ع) در کربلا را ارائه میدهد. نویسنده همچنین به ذکر نمونههایی از مجالس و محافلی که در طول تاریخ توسط اهل سنت در کشورها، شهرها و بلاد مختلف در رابطه با عزاداری بر امام حسین(ع) برگزار گردیده، پرداخته است و در خاتمه نیز، دیدگاه اهل سنت پیرامون شخصیت امامحسین(ع) و ماهیت یزید را نقل نمودهاست. «بروز حوادث شگفتانگیز بعداز واقعه عاشورا از دیدگاه اهل سنت» عنوان مطلبی است که در بخش دیگری از کتاب ارائه گردیده و در آن به حکایات، وقایع و حوادث عجیب بعد از شهادت آن حضرت پرداخته است. طبری مینویسد: «پس از شهادت امام حسین(ع)، مدت دو ماه تا سه ماه اوضاع آسمان و اجرام آن نابسامان گردید و از زمان طلوع آفتاب تا ساعاتی، افق آسمان رنگ خون به خود میگرفت.» (تاریخ طبری ج5 ص393) ابن حجر مکی در کتاب صواعقالمحرقة از ابن عُیبنه از مادربزرگش چنین روایت کردهاست: «آسمان، بر اثر کشته شدن و شهادت امام حسین(ع) به شدت سرخ رنگ شد، به گونهای که دیوارها از شدت سرخی و تابش نور آن، مانند جامههای زرد رنگ شده بودند و بر اثر آن، اوضاع ستارهها و کواکب به هم خوردهبود. (الصواعق المحرقة ابن حجر مکی ص116) «اقسام گریه»، «گریه از دیدگاه قرآن»، «عزاداری از دیدگاه قرآن»، «عزاداری از دیدگاه روایات اهل سنت»، «عزاداری از دیدگاه فقهای اهل سنت»، «عزاداری در سوگ بزرگان اهل سنت»، «عزاداری در سیره پیامبر اکرم(ص)»، «عزاداری در سیره صحابه»، «عزاداری پیامبر اکرم(ص) بر امام حسین(ع)»، «عزاداری اصحاب بر امام حسین(ع)»، «عزاداری اهل سنت بر امام حسین(ع)»، «پیشینه سوگواری اهل سنت بر امام حسین(ع)»، «چه کسانی با مجالس عزاداری امام حسین(ع) به مبارزه برخاستند؟»، «عاشورا از دیدگاه اهل سنت»، «تحریف واقعه عاشورا»، «امام حسین(ع) از دیدگاه اهل سنت»، «یزید از دیدگاه اهل سنت» از دیگر بخشهای کتاب میباشد. کتاب «تاریخچه عزاداری اهل سنت بر امام حسین(ع)» به قلم حجت الاسلام حسین تهرانی، با شمارگان سه هزار نسخه در 474 صفحه و با قیمت پنجهزار و پانصد تومان در قطع گالینگو از سوی انتشارات تهذیب منتشر شده است. علاقهمندان جهت اطلاع از نحوه تهیه کتاب به دفتر انتشارات واقع در قم، خیابان حضرتی، مجتمع تجاری ساحل، پلاک 22، مراجعه کنند و یا با تلفن 7718211 با پیش شماره 0251 تماس بگیرند. http://www.ical.ir/index.php?option=com_k2&view=item&id=513
عزادارى امام حسين عليه السلام در تاریخ حماسه کربلا، بزرگترين و دلخراش ترين واقعه تاريخ است که پس از 1400 سال هنوز هم زنده مانده و پس از چهارده قرن به ياد آن واقعه اشکها ريخته مي شود و ناله و فرياد به پا است. در اين مقاله قصد داريم که سير تاريخي عزاداري شهداي کربلا را مورد بررسي قرار دهيم. مراسم عزادارى امام حسين(ع) نخستين بار در روز يازدهم محرم سال 61 هجرى در كنار اجساد مطهر شهيدان توسط اهل بيت عليه السلام برگزار گرديد. پس از آن هنگام ورود کاروان اسيران به كوفه، امام زينالعابدين و حضرت زينب و ام كلثوم عليهم السلام براى مردم كوفه كه براى تماشا آمده بودند، سخنرانى كردند. در پى اين سخنرانيها صداى ضجه و گريه از خانهها و مردم كوفه بلند شد. که به نوعي عزاداري براي شهدا و افشاگري امويان بود. پس از ورود کاروان اسراء به شام و خطابه خواني امام سجاد(ع) در شام، يزيد به اهل بيت امام حسين اجازه داد كه عزادارى كنند و اهل بيت به مدت سه روز به طور رسمى در شام عزادارى كردند. (1) در پى آن خطابه و اين عزاداريها، انقلاب بزرگ فكرى در شام پديد آمد و اكثر قريب به اتفاق مردم نسبت به دستگاه حاكمه بدبين شدند. عزاداري بعدي در مدينه برپا شد. پس از ورود اهل بيت به مدينه عزاى عمومى بر پا گرديد و تمامى مردم مدينه ناله و ضجه كردند. پس از آن حلقههاى عزادارى توسط اشخاص و افراد سرشناس بر پا شد. از جمله كسانى كه درمدينه مجلسعزادارى بر پا كرد، حضرت زينب سلام الله عليها بود. اين عزادارى مدينه را در آستانه انفجار و حركت عمومى قرار داد و عمر بن سعد جريان را به يزيد گزارش داد و اعلام کرد که " تحقيقا وجود زينب کبري(س) در مدينه انديشهها را تحريك مىكند، زيرا او سخنور و دانا و باهوش است. خود و كسانى كه با او همراهى مىكنند، در نظر دارند براى خونخواهى حسين قيام كنند." (2) تا اين كه حضرت زينب به شام يا مصر تبعيد و رحلت فرمود. پس از شهادت امام حسين(ع) ائمه خود اقامه عزادارى مىكردند و شيعيان را به اقامه عزا و گريه و عزادارى تشويق مي نمودند. عزادارى، نخست در ايام محرم و ايام زيارتى امام حسين(ع) در كربلا و جاهاى ديگر برگزار مىشد چون پانزدهم شعبان، روزعرفه، شب عيد فطر و اول ماه رجب و غيره. (3) اما از آغاز قرن سوم عزادارى وضعيت ديگرى يافت كه در تحقيق حاضر به تبيين آن مىپردازيم. در قرن سوم و چهارم و پنجم و همزمان با تشكيل دولتهاى آلبويه در عراق و حمدانيون در سوريه و فاطميون در مصر مذهب شيعه گسترش يافت و مراسم عزادارى توسعه يافت و در بسيارى از شهرها روز عاشورا عزا و تعطيل عمومى اعلام گرديد. در محرم سال 252 - معزالدوله ديلمى دستور داد كه مغازهها بسته و تعطيل عمومى اعلام گردد و مردم عزادارى كنند و مردم با حالت عزا و ماتم در خيابانها حركت كردند. (4) اينگونه بود که عزاى عمومى در ميان شيعيان به صورت يك سنت در آمد. در اين دوره، اشعار در قالب قصيده سروده مىشد. ستمهاى بنىاميه و بنىعباس در آن ذكر و مقام و منزلت اهل بيت عليه السلام بيان مىگرديد. مردم در عزادارى ها وشعراء در قصيدهها بيشترين توجه را به ولايت اهل بيت عليه السلام داشتند. و كتب مقتل در اين زمان تاليف گرديد. در اين دوره درگيرى شديد بين شيعه و اهل سنت وجود داشت و حكومتهايى كه پيرو بنىاميه و بنىعباس بودند، اهل سنت را بر كشتار شيعيان تحريك و از برگزارى مراسم عزادارى منع مىكردند. در سال407 هجرى در آفريقا و در ماه محرم " معزبن باديس" لشكريان خود را به قتل شيعيان دستور داد و اهل سنت را نيز در اين امر آزاد گذاشت. جمع كثيرى را در آفريقا كشتند و در آتش سوزاندند خانههاى آنها را خراب كردند. جمعى به قصر منصور پناه بردند اما در محاصره قرار گرفتند و هر كسى از قصر خارج شد، كشته شد و جمعى به مسجد جامع پناه بردند در آنجا نيز همگان را از بين بردند. (5) دراين دوره مراسم عزادارى براى ائمه به طور كامل رواج يافت. مشخصات روضه خواني در اين دوره از اين قرار بود: 1 - عزادارى در ايام عاشورا و موسم زيارت 2 - تكيه بر اهل بيت عليهم السلام به عنوان عترت پيامبر و غصب خلافت توسط بنىاميه. 3 - رشد ذوق شعرى در زمينه مدح و مراثى امام حسين و اهل بيت(ع) . 4 - ذكر مصيبت اهل بيت(ع). 5 - بيان ستمهاى بنىاميه. 6 - مراسم عزادارى به عنوان اعتراض به بنىاميه و بنىعباس و ايادى آنها. به دلايل فوق حکومتهاي وقت از برگزارى مراسم عزاداري شديدا جلوگيرى مىكردند