بدون پسوند 19 بار ذكر شده

  رديف آيه سوره 1 153 2 2 155 2 3 177 2 4 249 2 5 17 3 6 142 3 7 146 3 8 46 8 9 65 8 10 66 8 11 126 16 12 85 21 13 35 22 14 80 28 15 35 33 16 35 33 17 102 37 18 10 39 19 31 47 

تعريف صبر و صابرين از ديدگاه پيامبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم :

شكيبايان و صابران كساني هستند كه بر طاعت خدا و ترك معصيت او صبر مي‌كنند. كساني‌كه مال حلال و پاكيزه به دست مي‌آورند و به اعتدال خرج مي‌كنند و اضافه‌ی آن را در راه خدا مي‌بخشند و بدين سبب رستگار و كامياب مي‌شوند. تعريف صبر از ديدگاه امام علي علیه السّلام:

الْصَّبرُ اَنْ يَحْتَمِلَ الرجُلُ ما يَنُوبُهُ‌ وَ يَكْظِمَ ما يُغْضِبُهُ صبر آن است كه مرد، گرفتاري و سختي‌هايي كه به او مي‌رسد را تحمّل نمايد و خشم و غضب خود را فرو ببرد.

صبر در لغت به حبس، امساک و در محدودیت قرار دادن اطلاق می­گردد؛(. مصطفوی، حسن؛ التحقيق في كلمات القرآن الكريم،) و در اصطلاح علم اخلاق به حفظ نفس از اضطراب، اعتراض و شكايت و همچنین به آرامش و طمأنینه گفته می‌شود(. المفردات في غريب القرآن، ص474 و لسان العرب، ج‏4، ص438

پاداش صابرین در بیان قران «وَ لَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ؛ و قطعاً کسانی را که شکیبایی کردند به بهتر از آنچه عمل کردند، پاداش خواهیم داد.»(سوره نحل، آیه 96) در آیات دیگر در تعیین مقدار پاداش صابران می‌فرماید: «أُولئِکَ یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَیْنِ بِما صَبَرُوا وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَهِ السَّیِّئَهَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ؛ آنان اند که به (پاس) آنکه صبر کردند و (برای آنکه) بدی را با نیکی دفع می‌نمایند و از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق می‌کنند، دو بار پاداش خواهند یافت. (سوره قصص، آیه 54)» در جای دیگر اعلام می‌دارد که اجر و پاداش صابران از حدّ و شمارش خارج است و آن‌ها بدون حساب، پاداش دریافت می‌دارند: «إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ؛ بی تردید، شکیبایان پاداش خود را بی حساب (و) به تمام خواهند یافت.» (سوره زمر، آیه 10) همچنین خداوند به صابران وعده همراهی داده است: «وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ؛ و صبر کنید که خداوند با شکیبایان است.» (سوره انفال، آیه 46) «بَلی إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَهِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَهِ مُسَوِّمِینَ؛ نصرت و پیروزی را تنها در سایه صبر و شکیبایی میسّر می‌داند. (سوره آل عمران،آیه 125)» «أُولئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَهٌ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ؛ هدایت، درود و رحمت پروردگار را به صابران ارزانی می‌دارد. .» (سوره بقره، آیه 157) «و الله یحِب الصبرِینَ؛ صابران را در زمره دوستان و محبوبان خود یاد می‌کند.» (سوره آل عمران، آیه 146) «فَاصْبِرْ کَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ؛ بارها و بارها به فرستادگان خود و همه انسان‌ها سفارش به صبر می‌نماید.» (سوره احقاف، آیه 35) 

   صبر موارد مختلفی دارد،

از جمله: صبر در خوداری از سخن گفتن را "کتمان" و صبر در اجتناب از خوردن و آشامیدن را "صوم (روزه)" گویند.[3]   صبر از دیدگاه قرآن    انسان و محل زندگی او به نحوی آفریده شده که با آفات، کمبودها، موانع و مصیبتهای فراوانی همراه است و همیشه آفات و مصائبی در اموال، عزیزان، دوستان و... در کمین نعمتهاست که موجب از دست دادن آنها می‌شود؛ از سویی دیگر انسان در معرض حملات شدید تمایلات نفسانی است که همه­ی این موارد ابزار آزمایش انسان توسط خدای متعال به شمار می­آیند:[4] «وَ نَبْلُوَكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُون‏‏»[5] «و شما را با بديها و خوبيها آزمايش مى‏كنيم و سرانجام بسوى ما بازگردانده مى‏شويد!»      در این میان تنها کسانی از میان موانع و مشکلات، سلامت به مقصد می­رسند که با صبر، به قضای الهی راضی شده و تمایلات نفسانی را حبس نموده، و تسلیم امر خداوند گشتند. مصائب گوناگون آنان را از شکر، اطاعت و عبادت خداوند باز­ نداشته و با وجود تمام مشکلات، خود را به انجام وظایف الهی وادار سازند.[6]   خداوند در قرآن کریم در موارد مختلف به شکلهای گوناگون به این موضوع پرداخته و انسانها را با جایگاه و ارزش صبر آشنا ساخته است؛ همچنین به صابرین همراهی و یاری خود را در مراحل سخت زندگی، وعده­ داده و نعمت‌های ویژه‌ای عنایت کرده است:[7] «وَ بَشِّرِ الصَّابِرين... أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُون‏‏»[8] «بشارت ده به استقامت‏كنندگان!... اينها، همانها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هستند هدايت‏يافتگان!»   واژه­ی صبر و مشتقات آن 103 بار در قرآن به کار رفته که نشان از اهمیت ویژه­ی این حرکت اخلاقی از دیدگاه دین مبین اسلام و قرآن کریم دارد.

  اقسام صبر

صبر در یک تقسیم‌بندی کلی به دو قسم تقسیم می‌شود:

1. صبر بدنی   صبر بدنی در مقابل مشقت‌هایی است که بر بدن و جسم انسان وارد می‌شود. این صبر یا با عمل تحقق می‌یابد، مثل قیام به عبادات مشکل، یا با تحمل و استقامت، مثل صبر بر کتک‌های شدید، امراض بزرگ و جراحات هولناک، که قرآن کریم درباره­ی صبر ایوب نبی در برابر امراض و مصیبتهایش این‌گونه از او یاد می­کند: «وَاذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى‏ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ‏... إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا»[9] «و به خاطر بياور بنده ما ايّوب را، هنگامى كه پروردگارش را خواند (و گفت: پروردگارا!) شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است‏... ما ایوب را شکیبا یافتیم.»   حضرت ایوب(ع) یکی از انبیاء بزرگ الهی است که دارای مال و فرزندان فراوان و بسیار اهل بخشش بود. او مورد امتحانهای سخت الهی قرار گرفت؛ اموال او از بین رفت، فرزندان او هلاک شدند، بدن او دچار امراض سخت شد؛ اما او در برابر کوه مصائب و مرضهای شدیدی که بر او وارد شد، صبر نمود و هیچ شکایتی نکرد؛ لذا به عنوان اسوه و الگوی صبر شناخته شد.[10] 

2. صبر نفسی یکی از اقسام صبر، صبر در مقابل شهوات نفسانی است که قرآن این‌گونه بیان کرده است: «فَأَمَّا مَنْ طَغى‏ وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا... وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى...‏»[11] «امّا آن كسى كه طغيان كرده، و زندگى دنيا را مقدّم داشته‏... و آن كس كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوى بازدارد...»      این آیه به دو گروه از انسانها اشاره دارد که یک گروه از آنها در مقابل هوای نفس خود سر فرود آورده و در مقابل زرق و برق آن، صبر خود را از کف داده؛ اما گروه دیگر به خاطر ترس از مقام پروردگار خویش، نفس خویش را حبس نموده و صبر را پیشه‌ی خود می‌سازد.[12]   انگیزه­ی صبر   از نظر قرآن، صبر در صورتي ارزشمند است که به قصد تقرب و براي کسب رضاي الهي باشد که خداوند صاحبان عقل را چنين ستوده است: «إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْباب‏... وَالَّذينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ... أُولئِكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّار»[13] «تنها صاحبان انديشه متذكّر مى‏شوند... و آنها كه بخاطر ذات (پاك) پروردگارشان شكيبايى مى‏كنند و نماز را برپا مى‏دارند... پايان نيك سراى ديگر، از آن آنهاست‏»     این آیه به صفات اولوالالباب اشاره نموده که یکی از این صفات صبر بر مصائب در راه کسب رضای الهی است.[14]   مراتب صبر بنابر روایات نقل شده از پیامبر اکرم(ص)، صبر دارای مراتب سه­گانه است:[15] 1. صبر بر مكروهات و مصايب   شکیبایی انسان در برابر حوادث تلخ و ناگوار مثل خسارات مالی، مرگ عزیزان، بیماری و... از جمله­ی مراتب صبر است که قرآن کریم از آن این‌گونه یاد کرده است: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرين‏ الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون‏»[16] «قطعاً همه‌ی شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و ميوه‏ها، آزمايش مى‏كنيم و بشارت ده به استقامت‏كنندگان! آنها كه هر گاه مصيبتى به ايشان مى‏رسد، مى‏گويند: ما از آنِ خدائيم و به سوى او بازمى‏گرديم!»     در این آیه خداوند، به کسانی که در برابر مصایب و مکروهات، صبر پیشه کرده­اند، بشارت می­دهد؛ چراکه آنان مالکیت حقیقی را از آن خدا می­دانند و او را صاحب حق هرگونه تصرفات در عالم به حساب می­آورند؛ پس به‌طور قطع چنین کسی از وارد شدن مصایب و مشکلات متأثر نمی­گردد.[17] 

2. صبر بر طاعت

تکالیفی که خدای متعال بر عهده‌ی بندگان قرار داده، با دشواری­هایی همراه است؛ لذا ممكن است انسان به خاطر دشواری در انجام آن کوتاهی کرده و آن را ترک كند؛ از اين رو قرآن کریم انسانها را به صبر بر امتثال وظایف دینی توصيه کرده است:[18] «رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبادَتِه‏»[19] «همان پروردگار آسمانها و زمين، و آنچه ميان آن دو قرار دارد! او را پرستش كن و در راه عبادتش شكيبا باش!»

  3. صبر در معصیت

بالاترين مرحله از صبر، صبر بر معصيت است و آن ایستادگی در برابر شعله‌های سرکش شهوات و هیجان‌های برخاسته از هوي و هوس و یا مقامات دنیوی است؛ چراکه بيشتر انسان‌ها در برابر فقر و گرفتاري طغيان نمي‌كنند؛ ولي وقتي خدا مقام، پول و صحّت بدن بدهد، آن وقت خيلي سخت است كه خودش را سالم نگه دارد و صبر پیشه کند و این نعمت موجب غفلت و معصیت او نگردد. از این قسم به صبر بر نعمت نیز تعبیر می­کنند.[20] قرآن کریم در این­باره می­فرماید: «وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ إِلاَّ الَّذينَ صَبَرُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات‏»[21] «و اگر بعد از شدّت و رنجى كه به او رسيده، نعمتهايى به او بچشانيم، مى‏گويد: مشكلات از من برطرف شد، و ديگر باز نخواهد گشت! و غرق شادى و غفلت و فخرفروشى مى‏شود... مگر آنها كه (در سايه‌ی ايمان راستين،) صبر و استقامت ورزيدند و كارهاى شايسته انجام دادند.»   صبر در برابر معصیت­ها و هوای نفس آنقدر عظیم است که حتی یوسف نبی(ع) نیز خود را از شرّ آن ایمن ندانسته و به خدا پناهنده می­شود:[22] «وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسي‏ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي‏»[23] «من هرگز خودم را تبرئه نمى‏كنم، كه نفس (سركش) بسيار به بديها امر مى‏كند، مگر آنچه را پروردگارم رحم كند!»      یوسف(ع) فرزند یعقوب نبی(ع) که در کودکی مورد حسد برادران خود قرار گرفت و با بی­رحمی او را در چاه انداختند، سپس به بهایی اندک فروختند؛ و در مصر نیز به دلیل ردّ درخواست نامشروع همسر عزیز مصر و دیگر زنان مصری، سالها به زندان افتاد، اما در برابر همه‌ی این مصائب صبر پیشه کرد و بر خدا توکل نمود.[24]   مصادیق صبر

و صابران در قرآن کریم مصادیق زیادی برای صبر و صابران ذکر شده که به برخی از آنها اشاره می­گردد:

1. صبر و پایداری انبیاء(ع)   قرآن کریم سرگذشت پیامبران الهی را به عنوان الگوی صبر و استقامت بیان نموده و می‌فرماید: «وَكَأَيِّن مِّن نَّبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُواْ لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَ مَا ضَعُفُواْ وَ مَااسْتَكَانُواْ...»[25] «چه بسیار پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراه آنها جنگ کردند، آنها هیچ‌گاه در برابر آنچه در راه خدا به آن می‌رسیدند، سست نشدند، و ناتوان نگردیدند و تن به تسلیم ندادند...»      خداوند در این آیه برای تشویق و ترغیب مؤمنان به سوی جهاد، از سرگذشت پیامبران گذشته و صبر و پایداری آنان در راه خدا و تحمل سختی­های جدال با دشمنان خبر می­دهد، تا مؤمنان از آنان سرمشق بگیرند و در مقابل مشقّات جنگ، سست نشوند.[26] 

  2. صبر مجاهدان    یکی از مصادیق بارز صبر، صبری است که مجاهدان در راه خدا در میادین نبرد حق، علیه باطل از خود نشان داده­ و با صبر خود بر دشمن غلبه نموده­اند: «كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ»[27] «چه بسیار گروه اندکی که به یاری و اذن خدا بر گروه بسیاری غلبه کرده است و خداوند با صابران است.»   این آیه به خوبی نشان می­دهد که آنچه در جهاد با دشمن اهمیت دارد، زیادی تعداد نفرات نیست؛ بلکه ایمان به یاری خدا و صبر در برابر مشکلات جهاد است که نتیجه‌ی ­جنگ را تعیین می­کند.[28]   3. صبر در برابر دسیسه­ها صبر در برابر دسیسه­های دشمنان از دیگر مصادیق صبر است که قرآن کریم از آن یاد نموده و مؤمنان را به آن سفارش کرده است: «إِن تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِن‌تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُواْ بِهَا وَ إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ لاَيَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا»[29] «اگر نیکی به شما رسد، ناراحت می‌شوند و اگر حادثه‌ی ناگواری برای شما رخ دهد، خوشحال می‌گردند؛ اما اگر (در برابر آنها) استقامت و پرهیزکاری پیشه کنید، نقشه‌های (خائنانه‌ی) آنها به شما زیانی نمی‌رساند.»    خداوند در این آیه به مؤمنان آموزش می­دهد که با مسلّح شدن به صبر و تقوا هیچ­گونه آسیبی از ناحیه‌ی دشمنان به آنها کارساز نخواهد شد؛ چراکه با این سلاح از تصمیم­های عجولانه پرهیز نموده و به درستی تدبیر می­نمایند و این چیزی جز محفوظ ماندن از کید دشمنان نیست.[30] 

4. صبر در برابر تکذیب کنندگان

از مواردی که قرآن کریم برای تشویق و ترغیب به روحیه­ی صبر از آن یاد نموده، ذکر صبر و شکیبایی انبیاء گذشته در برابر تکذیب کفار عصر خود می­باشد: «قَدْنَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لايُكَذِّبُونَكَ... وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَ أُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا»[31] «ما مى‏دانيم كه گفتار آنها، تو را غمگين مى‏كند، ولى (غم مخور! و بدان كه) آنها تو را تكذيب نمى‏كنند... پیامبرانی پیش از تو نیز تکذیب شدند و در برابر تکذیب‌ها صبر و استقامت کردند، و (در این راه) آزار دیدند، تا هنگامی که یاری ما به آنها رسید، (تو نیز چنین باش).»   پیامبر اسلام(ص) در گفتگوهای منطقی و مبارزات فکری که با مشرکان لجوج داشت، گاهی از شدت لجاجت آنها و عدم تأثیر سخن در روح آنان و گاهی از نسبت‌های ناروایی که به ایشان می‌دادند، غمگین و اندوهناک می‌شد؛ اما خداوند برای دلداری پیامبر به ذکر مشکلات انبیاء گذشته و شکیبایی آنان در برابر دشمنان می­پرداخت، تا با دلگرمی و صبر و استقامت بیشتر، برنامه‌ی خویش را تعقیب کند.[32] 

5. صبر در روابط با دیگران

   انسانها در زندگی خود با افکار و عقاید گوناگونی، موافق یا مخالف برخورد می­کنند، که به لحاظ اهمیت، انسان را به موضع­گیری­های متفاوتی وادار می­کند؛ لذا قرآن کریم به مؤمنان سفارش می­کند که برای مقابله با عقاید باطل و رفتار خشونت­آمیز دشمنان اسلام، صبر پیشه کنند و به بهترین وجه به مقابله با آنها برخیزند:[33]

«ادْفَعْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَميمٌ ‏ وَ ما يُلَقَّاها إِلاَّ الَّذينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلاَّ ذُو حَظٍّ عَظيمٍ»[34] «بدى را با نيكى دفع كن، ناگاه (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است، گويى دوستى گرم و صميمى است! امّا جز كسانى كه داراى صبر و استقامتند، به اين مقام نمى‏رسند، و جز كسانى كه بهره­ی عظيمى (از ايمان و تقوا) دارند، به آن نايل نمى‏گردند!»   فضیلت و ارزش صبر در آیینه‌ی قرآن   در باب ارزش والای صبر همین بس که قرآن در آيات متعددي با عبارت «الله مع الصابرين»، «إنّ الله يحبّ الصابرين» و

عبارات دیگر به آنان م‍ژده مي‌دهد که خداوند با صابران همراه است و آنان را بسیار دوست دارد،[35] و در بیان علت رسیدن بعضی از بنی­اسرائیل به مقام امامت و هدایت مردم می­فرماید: «وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ»[36] «و از آنان امامان (و پيشوايانى) قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مى‏كردند؛ چون شكيبايى نمودند، و به آيات ما يقين داشتند.»   در این آیه صبر را از مقدمات رسیدن به مقام پیشوایی شمرده و انسان را در مقام قرب الهی تا جایی بالا می­برد که شایستگی امامت بر مردم را پیدا می­کند که خود دلیلی آشکار بر ارزش والای صبر در راه خداست.[37]   پاداش و منزلت صابران    خداوند در موارد مختلف به پاداش صابران پرداخته که تنها به اشاره‌ی یک مورد بسنده می­شود: «وَ جَزاهُمْ بِماصَبَرُوا جَنَّةً وَ حَريراً...»[38] «و در برابر صبرشان، بهشت و لباسهاى حرير بهشتى را به آنها پاداش مى‏دهد!...»   این آیه و آیات بعد که در وصف صبر بر گرسنگی و ایثار طعام امام علی(ع) و خانواده­ی ایشان نازل شده است، به پاداش آن اشاره نموده و نعمت­های بهشتی را که به خاطر صبر به آن بزرگوارن داده شده، بیان می‌کند، و این خود بیان‌گر نشانه­ای بر پاداش عظیم و منزلت صابران در درگاه خداوند است.[39]   

[1]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات في غريب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داودی، دمشق بیروت، دارالعلم الدارالشامیة، 1412ق، چاپ اول، ص474؛ ابن منظور، محمدبن­مكرم‏؛ لسان­العرب‏، بیروت‏، دارصادر، 1414ق‏، چاپ سوم، ج‏4، ص438. [4]. طبرسی، فضل بن حسن؛ مجمع البيان في تفسير القرآن، تهران، ناصرخسرو، 1372ش، چاپ سوم، ج‏7، ص74-75. [5]. انبیاء/35. [6]. بلاغى نجفى، محمدجواد؛ آلاء الرحمن فى تفسير القرآن‏، قم، بنیاد بعثت، 1420ق، چاپ اول، ج1، ص141. [7]. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسير نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1374ش، چاپ اول، ج1، ص530-531. [8]. بقره/155و 157. [9]. ص/41 و 44. [10]. طباطبائی(علامه)، سیّدمحمدحسین؛ الميزان فی تفسیر القرآن، قم، جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم، 1417ق، چاپ پنجم، ج‏17، ص208- 209.  [11]. نازعات/37 و 40. [12]. تفسير نمونه، ج‏26، ص 107، 109 و 110. [13]. رعد/19 و 22. [14]. سبزوارى نجفى، محمدبن حبيب­الله؛ الجديد في تفسير القرآن المجيد، بیروت، دارالتعارف، 1406ق،  چاپ اول، ج‏4، ص124. [15]. کلینی، محمد بن یعقوب؛ اصول کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ش، ج2، ص91. [16]. بقره/155-156. [17]. طيب، سيد عبدالحسين؛ أطيب البيان في تفسير القرآن، تهران، اسلام، 1378ش، چاپ دوم، ج‏2، ص259-261. [18]. مدرسى، سيد محمدتقى‏؛ من هدى القرآن‏، تهران، دار محبی الحسین، 1419ق، چاپ اول، ج‏7، ص77. [19]. مریم/65. [20]. تفسير نمونه، ج‏9، ص33. [21]. هود/10و11. [22]. طوسى، محمد بن حسن‏؛ التبيان فى تفسير القرآن‏، تحقيق احمد قصير عاملى‏، بيروت‏، دار احياءالتراث العربى‏، ج‏6، ص155. [23]. یوسف/53. [24]. حسينى همدانى، سيدمحمدحسين‏؛ انوار درخشان‏، تحقیق محمدباقر بهبودی، تهران، كتابفروشى لطفى‏، 1404ق، چاپ اول، ج9، ص9. [25]. آل عمران/146. [26]. بانوی اصفهانی امین، سیّده نصرت، مخزن العرفان فی تفسير قرآن، تهران، نهضت زنان مسلمان، 1361ش، ج‏3، ص288. [27]. بقره/249. [28]. تفسير نمونه، ج‏2، ص244. [29]. آل عمران/120. [30]. طالقانى، سيد محمود؛ پرتوى از قرآن‏، تهران، شركت سهامى انتشار، 1362ش، چاپ چهارم، ج‏5، ص307. [31]. انعام/33 - 34. [32]. تفسیرنمونه، ج 5، ص209. [33]. سبزوارى نجفى، محمدبن حبيب‌الله‏؛ ارشاد الاذهان الى تفسير القرآن‏، بیروت، دارالتعارف‏، 1419ق‏، چاپ اول،ج1، ص485. [34]. فصلت/34 و 35. [35]. ر. ک. بقره/155- 157، هود/11، رعد/23 و 24 و آل عمران/146. [36]. سجده/24. [37]. صادقى تهرانى، محمد؛ الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، قم، فرهنگ اسلامى، 1365ش، چاپ دوم، ج‏23، ص301. [38]. انسان/12. ر. ک. فرقان/75، رعد/24، بقره/157، نحل/96، قصص/54 و زمر/10. [39]. مغنيه، محمدجواد؛ تفسير الكاشف‏، تهران‏، دارالكتب الإسلامية، 1424ق، چاپ اول، ج‏7، ص483.

نویسنده :  محبوبه محجوب ,  محمد مؤذني

  صبر و صابران در قرآن

فاطمه نصیری خلیلی نویسنده: حسن رضا رضایى  کلید واژه : صبر- صابران  ناشر : پایگاه مرکز فرهنگ و معارف قرآن با آغاز ماه مبارک رمضان، مفاهیم بسیارى چون روزه، عبادت، راز و نیاز، قرآن، خودسازى، پالایش روح و... در ذهن انسان تداعى مى کند. از جمله مفاهیمى که نقش محورى در این ماه بر عهده دارد صبر است. صبر یکى از مقوله هاى اخلاقى است که موارد کاربردش شبیه مفهوم تقوا است. علماى اخلاق یکى از اسباب سیر و سلوک و رسیدن به لقاء الله را، خویشتن دارى در برابر خواسته هاى درونى و بیرونى نفس مى دانند. صبر علاوه بر شخصیت سازى فرد، مى تواند بر مشکلات خانواده و جامعه تأثیر مثبت بگذارد. به فرموده حضرت على(علیه السلام) صبر شمشیرى است که هرگز کند نمى شود و مرکب راهوارى است که هرگز نمى لغزد. و شمعى است که هرگز خاموش نمى شود. لذا قرآن، واژه «صبر» و مشتقات آن را در 103 مرتبه و در 93 آیه و در 45 سوره ذکر کرده است

که نشان از اهمیت صبر و صابران در قرآن است. براى اینکه بیشتر با صبر و صابران در قرآن آشنا شویم، قبل از هر چیز، بهتر است به بررسى واژه صبر بپردازیم. **مفهوم شناسى صبر «صبر» به معناى «حبس و امساک» است. به عبارت دیگر، خویشتن دارى و حبس نفس به چیزى که شرع و عقل تقاضا مى کند یا از چیزى که، شرع و عقل از آن نهى مى کند. نام صبر به حسب اختلاف موارد، فرق مى کند. براى مثال: اگر خویشتن دارى در مصیبت باشد; آن را «صبر» مى گویند و ضد آن «جزع» است.

اگر در جنگ باشد; شجاعت مى نامند و ضد آن «ترس» است و اگر در پیش آمد باشد; آن را سعه صدر مى گویند و اگر صبر در امساک از سخن باشد; آن را «کتمان» مى نامند. از اینکه ماه رمضان را ماه صبر مى نامند; براى این است که روزه نوعى حبس و منع نفس است. توضیح: مفهوم صبر، این معنا را تداعى مى کند که گویى عاملى انسان را به سویى مى کشاند و او در مقابل آن مقاومت مى کند. این عامل ممکن است درونى باشد یا بیرونى. براى مثال: هواى نفسانى، انسان را به سوى معصیت مى کشاند و انسان در برابر آن عامل مقاومت و خویشتن دارى مى کند. یا این که عامل درونى، اقتضاى سکون و آرامش و راحت طلبى دارد و در مقابل اوامر الهى مانند: جهاد، روزه، و... صبر و مقاومت نشان مى دهد و خواسته هاى درونى را زیر پا مى گذارد. و گاهى نیز عامل بیرونى مانند: حوادث طبیعى، بلاها، مصیبت ها و... دچار انسان مى شود و عدم صبر در مقابل آن، آثار نامطلوبى به بار مى آورد. بر همین اساس، در روایات اسلامى،

صبر بر سه قسم تقسیم شده است. صبر در طاعت، صبر در معصیت، صبر در مصیبت. حضرت على(علیه السلام) ایمان بدون صبر را ایمان نمى داند: «و علیکم بالصبر فان الصبر من الایمان کا الرأس من الجسد و لاخیر فى جسد لا رأس معه و لافى ایمان لاصبر معه; بر شما باد به صبر! که صبر و استقامت در برابر ایمان همچون سر است در مقابل تن، تن بى سر فایده اى ندارد; همچون ایمان بدون صبر ناپایدار و بدون نتیجه است.» بسیارى از حوادث براى انسان ناخوشایند است، اما براى رسیدن به خشنودى خداوند لازم است تا در سایه مقاومت و خویشتن دارى به آن دست یابد. «وَ الَّذِینَ صَبَرُواْ ابْتِغَآءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ; و آنها که به خاطر ذات پاک پروردگارشان شکیبایى مى کنند.» خداوند نیز صبر را از نشانه هاى ایمان مى داند. و مردم را به صبر توصیه مى کند و آن را در کنار حق مى داند. و پاداش صابران را نامحدود و بدون محاسبه وعده داده است: «إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّـبِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَاب» زمینه هاى صبر با توجه به این که طبیعت مادى انسان داراى تمایلات نفسانى و خواسته هاى نامحدود است. و از طرف دیگر، نیازمند زندگى اجتماعى و جمعى و خانوادگى مى باشد که در معرض تهدید حوادث درونى و بیرونى است. براى مقابله با این حوادث لازم است

خویشتن دارى را براى خود یک اصل مهم زندگى بداند. قرآن با توجه به اهمیت آن به کاربردهاى صبر اشاره کرده است، ما در اینجا به طور اختصار بدان مى پردازیم. 1ـ صبر بر بلاهاى دنیا دنیا به سبب ماهیت طبیعى آن، آبستن حوادث است. و انسان با وجود بُعد مادى، هم حادثه ساز است و هم متأثر از حادثه، لذا با پرورش صبر مى توان با تمامى این حوادث دست و پنجه نرم کرد و از امتحان الهى سرافرازانه بیرون آمد. خداوند این نوع حوادث را امتحانى براى بندگان مى داند و مى فرماید: «قطعاً همه شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، کاهش در اموال و جان ها و میوه ها، آزمایش مى کنیم و بشارت باد به صابران.»

2 2ـ صبر در برابر خواهش هاى نفسانى نفس انسان، متأثر از بُعد مادى، داراى درخواست هاى افراطى در زمینه هاى شهوت، ثروت، قدرت، تجملات زندگى و... است که عدم صبر در مقابل آنها، انسان را به پرتگاه سقوط مى کشاند: پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: «با خواسته هاى نفسانى تان به جهاد برخیزید همان گونه که با دشمنانتان جهاد مى نمائید.» حضرت على(علیه السلام)مى فرماید: «عقل، شمشیر برّان و قاطعى است، پس به وسیله شمشیر عقل، با خواسته هاى خودت بجنگ.» براى مثال به چند نمونه از خواهش هاى نفسانى که مقاومت در برابر آنها ضرورى است اشاره مى شود:

الف. خداوند ثروت و فرزندان را مایه امتحان مى داند و توصیه مى نماید اموال و اولاد شما را از ذکر خدا غافل نسازد. اگر انسان بتواند در مقابل جاذبه ثروت و عشق به فرزندان، رضاى خدا را بر رضاى خود ترجیح دهد و به خواهش هاى نفسانى مقاومت کند: «وَ اللَّهُ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ اجر و پاداش عظیم نزد خداوند خواهد بود.»

ب. غریزه جنسى بالاترین غریزه در میان غرایز است و اوج این غریزه در دوران جوانى مى باشد و شیطان نیز زنان و شهوت پرستى را در نظرها زینت مى دهد. لازم است غریزه جنسى از طریق صحیح و مشروع ارضا شود. خداوند کسانى را که در برابر شهوت رانى و چشم چرانى خود را حفظ کنند; این پاکدامنى را بالاترین خیر مى داند و در آخرت نیز رستگار هستند: «وَأَن تَصْبِرُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ» ج. خشم و غضب اگر تعدیل نشود و به جاى آن که در مقابل دشمن از آن استفاده شود، در برخورد با دوستان به کار گرفته شود، از جمله رذایل اخلاقى و خواهش هاى نفسانى خواهد بود که خسارت هاى جبران ناپذیرى به دنبال دارد. براى مقابله با این خواهش نفسانى، باید خشم را فرو برد و از انتقام دورى جست که آثار مثبتى در زندگى خانوادگى و اجتماعى مى گذارد. خداوند نیز صبر و شکیبایى را بهتر از انتقام مى داند: «و هر گاه خواستید مجازات کنید، تنها به مقدارى که به شما تعدى شده کیفر دهید; و اگر صبر و شکیبایى کنید، این کار براى شکیبایان بهتر است.»

3ـ صبر در راه تبلیغ دین: تبلیغ دین و اشاعه معروف و مقابله با منکرات، مشکلات و سختى هایى نیز دارد. بالاترین الگوى ما انبیا و امامان بودند که در مسیر امر به معروف و نهى از منکر حتى از نثار جان خود دریغ نداشتند. لقمان به پسرش توصیه مى کند: «پسرم! نماز را به پا دار و امر به معروف و نهى از منکر کن! و در برابر مشکلاتى که به تو مى رسد با استقامت و شکیبا باش که این از کارهاى مهم و اساسى است.» حضرت نوح(علیه السلام) که قریب به 1000 سال تبلیغ نمود، قوم او، انگشت را بر گوش هاى خود فرو مى بردند تا کلام او را نشنوند و او را مسخره مى کردند. و قوم حضرت هود(علیه السلام) با صراحت مى گفتند: ما به تو ایمان نمى آوریم. حتى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در 23 سال تبلیغ دین اسلام، با هزاران مشکل اعم از، محاصره اقتصادى، جنگ، ترور شخصیت، تبعید، ضرب و جرح و... مواجه بود و اکثر مردم در اوائل بعثت از او رویگردان بودند. بى جهت نیست که خداوند خطاب به پیامبر مى فرماید: «وَ اصْبِرْ وَ مَا صَبْرُکَ إِلاَّ بِاللَّهِ وَ لاَ تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ; صبر کن، و صبر تو فقط براى خدا و به توفیق خدا باشد; و به خاطر کارهاى آنها اندوهگین و دلسرد مشو.» علاوه بر آن، مبلغ دینى از آزار و اذیت و زخم زبان مردم نیز در امان نیست. خداوند خطاب به مهاجران که از زخم زبان مشرکان و یهودیان در امان نبودند; فرمود: اگر صبر و استقامت کنید و تقوى پیشه کنید; شایسته است.»

4ـ صبر در مقام فرمانبردارى از خداوند: صبر در مقام بندگى خداوند بس دشوار است به همین سبب اطاعت خداوند را، تکلیف مى نامند. به خاطر این که انجام آن در ظاهر براى مکلفین مشقت آور است، لذا نماز به خاطر سستى، زکات به خاطر بخل و دنیا دوستى و جهاد به خاطر دنیا و... براى انسان سخت است و مقاومت و صبر در مقابل این عامل درونى ضرورى به نظر مى رسد. قرآن مى فرماید: «یَـأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّـبِرِینَ اى کسانى که ایمان آورده اید! از صبر و نماز کمک بگیرید و خداوند با صابران است.» و همچنین درباره صفات متقین مى فرماید: «همانها که در توانگرى و تنگدستى، انفاق مى کنند و خشم خود را فرو مى برند و صبر مى کنند و از خطاى مردم در مى گذرند و خدا نیکوکاران را دوست مى دارد.» جایگاه صبر در قرآن قرآن به صبر اهمیت فراوانى داده که حتى صبر را همردیف عبادات، جهاد و... قرار داده است ما به بعضى از آنها اشاره مى کنیم:

1ـ صبر و توکل 2ـ صبر و نیایش 3ـ صبر و استغفار 4ـ صبر و تسبیح 5ـ صبر و جهاد 6ـ صبر و عمل صالح 7ـ صبر و تقوى 8ـ صبر و حق 9ـ صبر و مهربانى 10ـ صبر و یقین 11ـ صبر و شکر ** جایگاه صابران در قرآن همانطور که قرآن به صبر اهمیت داده براى صابران جایگاه ویژه اى قائل است. مهم ترین جایگاه صابران در قرآن به شرح ذیل است. 1ـ یکى از صفات ابرار و متقین و عارفان آگاه، صابر بودن است. 2ـ صابران، اهل بهشت و رستگارند. 3ـ خداوند با صابران است. 4ـ خداوند صابران را دوست دارد. 5ـ خداوند بر صابران درود مى فرستد. 6ـ خداوند بهترین پاداش را براى صابران قرار مى دهد. 7ـ خداوند پیروزى را براى صابران تضمین کرده است. 8ـ خداوند، رهبرى را براى صابران مى داند. 9ـ خداوند، صابران را صاحب اراده مى داند. 10ـ سلام فرشتگان براى صابران است. حاصل سخن اینکه; صبر یکى از خصیصه هاى اخلاقى انسان است و زندگى دنیوى بدون صبر معنا ندارد. طبیعت مادى انسان، خواسته هاى افراطى درونى و بیرونى دارد، که مى توان با صبر و خویشتن دارى در مسیر واقعى تغییر داد. قرآن نیز هم به صبر اهمیت داده و جایگاه ویژه اى براى صابران تعیین کرده است. به هر حال کسى که در برابر حوادث و مشکلات صبر را پیشه خود نسازد، به ناتوانى در مى افتد بنابراین لازم است در کشاکش زندگى خونسرد و در ناگوارى ها شکیبا باشیم. و با صبر زندگى فردى و اجتماعى و خانوادگى را آرام و هدفمند کنیم.

http://www.tadabbor.org 1.

علامت بنده صابر پرسیدند که علامت بنده صابر چیست؟ شیخ ما فرمودند که: علامت بنده صابر بر سه چیز است: اول آن که چون بلایی یا شدتی یا مکروهی به وی رسد آن بلابا مخلوق نگوید. دوم آن که چون به ظاهر با کسی نگوید به باطن نیز ... صبر و شکیبایی از دیدگاه معصومین (ع) محمد حسين باقري چکیده بی گمان یکی از خصلت ها و فضیلت های انسانی تحمل و بردباری بر مشکلات و سختی هایی است که از هر سو به انسان هجوم می آورد. انسان زمانی می تواند در برابر سختی ها و مصیبت ها بیمه شود و با هر مصیبتی جزع و فزع نکند که از خصلت صبر و شکیبایی برخوردار باشد. در میان انبوه ویژگی های بارز که در متون دینی برای مومنین شمرده می شود، صفت شکیبایی و صابری جایگاه ویژه ای را به خویش اختصاص داده است. در این نوشتار سعی خواهیم نمود تا صبر را بر محور آیات و روایات باز شناسیم تا از این علامت اهل تقوا و مومنان، نمایی واضح تر نزد خود پدید آوریم. کلید واژه: صبر، حلم، صبر جمیل، واژه شناسی صبرو حلم

الف) صبر الصبر: مصدر بوده، معادل فارسي شكيبايي در سختيها و بردباري است.[1] برخي ديگر از كتاب هاي لغت نيز مفهوم صبر را اين گونه تعريف كرده اند:« الصبر: نقيض الجزع».[2] مجمع البحرين نيز آن را « حبس النفس عن اضهار الجزع» مي داند.[3] همچنين بعضي به واسطه سختي تحمل صبرآن را از ريشه «الصّبر» مي دانند؛ چرا كه «الصبر» نام گياهي است با گلهاي زرد و قرمز وعصاره اي تلخ كه جنبه دارويي دارد و امروزه در عطاري ها به نام «صبر زرد» مشهور است.[4] حافظ در بيتي زيبا، خون جگر صابر را چنين مي سرايد: گويند سنگ لعل شود در مقام صبر     آري شود وليك به خون جگر شود

ب) حلم از سوي ديگر وا‍‍ژه حلم را نيز در بسياري از متون به معناي شكيبايي و بردباري گرفته اند و در برابر حلم، معناهايي هم چون شكيبايي ، بردباري، خرد، بخشش، و گذشت از روي قدرت[5] ... قرار داده اند. اما در بعضي از كتاب هاب لغت اين واژه با دقت بيشتر مورد اعتنا قرار گرفته و در برابر آن واژگاني هم چون «االاناه» به معناي وقار و «العقل»[6] به معناي خرد يا «التؤده»[7] به معناي آرامش و تأني گذارده مي شود. با توجه به آنچه آمد به روشني مي توان دريافت واژه صبر، مطلق شكيبايي است خواه شخص صابر آگاهانه تن به آن دهد یا از روی اکراه و الزام، اما واژه حلم، شكيبايي و بردباري در عين خرد ورزي و احيانا قدرت است. در واقع كسي كه آگاهانه و عالمانه و با شناخت ظرايف مساله ، تن به شكيبايي بسپارد، شخصي حليم است. از همين رو است كه مولاي مومنان هرگاه حلم را مي آورد با علم همراهش مي سازد: «علماً في حلم»[8] با داشتن كوله باري از دانش بردبارند. «يمزج العلم بالحلم»؛ شكيبايي را با دانش درمي آميزند. در حقيقت هرگاه صبر با علم و آگاهي عميق آميخته شده و ريشه در آن داشته باشد بنيادي استوارتر خواهد يافت. كي شكيبايي توان كرد چو عقل از دست رفت     عاقلي بايد كه پاي اندر شكيبايي كشد[9] در هر حال با توجه به اين كه در روايات واژه صبر عام تر و بيشتر مورد استفاده قرار گرفته گفتار خويش را بر واژه صبر ادامه خواهيم داد. جايگاه صبر نماز از جمله مهمترين واجبات و وظايف ديني است كه اسلام بر آن تكيه بسيار دارد ؛ اما با مراجعه به قرآن كريم در مي يابيم كه صبر بر نماز مقدم داشته شده است

و به مومنين اين گونه خطاب مي شود: «واستعينوا بالصبر و الصلاه؛[10] از صبر ونماز ياري جوييد.» راز اين تقدم در اين نهفته است كه نماز تنها يكي از مصاديق صبر بر طاعت به شمار مي رود و اين در حالي است كه صبر به شاخه هاي گوناگوني تقسيم مي شود، مانند صبر بر شهوت های مادی و معنوی و جنسی و... و شخص مومن تنها با صبر بر طاعت نمي تواند به تمامي مراحل كمال دست يابد. از اين رو منطقي است كه بپذيريم جايگاه صبر بر نماز مقدم باشد.      چرایی شکیبایی مسلم آن است که سنت الهی بر آزمایش انسان در عرصه حیات زمینی قرار گرفته است و این آزمونها دمادم به گونه هایی متفاوت در راه انسان قرار می گیرد:« ولنبلونکم بشئ من الخوف والجوع و نقصٍ من الاموال و الانفسِ و الثمرات؛[11] هر آینه شما را به ترس و گرسنگی و کم شدن مال و جان و بهره ها خواهیم آزمود». در عرصه این آزمایش می توان انسان ها را به دو گروه کلی تقسیم نمود: صابران و شاکران. و در این میان بر اساس منطق دین، شکیبایان پیروز میدانند؛ چرا که توانسته اند آستانه تحمل خویش را در برابر مشکلات، شهوات و طاعات به نمایش گذاشته و یکی از مصادیق« فی المکاره صبورٌ»[12] باشند. از سوی دیگر بی تابی در برابر این گونه آزمون ها موجب توقف آنها و رفع بلاها نخواهد شد؛ بلکه نمایانگر سستی بنیاد فلسفه حیات نزد نا شکیبا است. بر همین لحاظ است که مولای موحدان می فرماید:« إنّک إن صبرت جرت علیک المقادیر و أنت مأجورٌ و إن جزعت جرت علیک المقادیر و أنت مأزور؛[13] چنان چه در برابر مقدارات دشوار شکیبایی ورزی، پاداش خواهی یافت و چنان چه بی تابی پیشه سازی هم چنان در میانه گرداب مقدارت ناگوار درهم پیچده خواهی شد. افزون بر آنچه گذشت باید دانست که شکیبایی یکی از لوازم طریق « الی الله» است «.. إنّ الله مع الصّابرین»[14] خداوند همراه بردباران است؛ که به صراحت معیت با خدا در گرو صبوری و بردباری است؛[15] و تمامی سالکان راه عشق جز این گریزی نداشته اند و زمزمه جانشان این بوده است که: صبر کن ای دل که از لذت چشانی های اوست     وعده های دیر دیر و لطف های گاه گاه[16] ازدیگر سو بردباری تنها شاه کلید موفقیت به حساب می آید و انسان در مسیر زندگی نمی تواند با بی تابی های مدام به اهداف بزرگ دست یابد. جملات زیبای امیرالمومنین (ع) در غررالحکم گویای همین واقعیت است: «بالصبر تدرک الرغائب»[17] با شکیبایی است که اهداف و آرزوهای دلخواه مححق می شود. «بالصبر تدرک المعالی الامور»[18] با صبر است که می توان به اهداف برگزیده و بلند مرتبه دست یافت. ارکان صبر بر مبنای روایات،[19] صبر از نشانه های اهل پرهیز و به تعبیر آسان تر از ستون های بنیاد دین داری است. با باز شکافی صبر نیز می توان دریافت، این صفت نیز به نوبه خود از مایه های درونی سرچشمه می گیرد که می توان آن را ستون های بر پادارنده شکیبایی به حساب آورد. امیرالمومنین(ع) در پاسخ به پرسشی در مورد ایمان، به بازگشایی ارکان ایمان و در ادامه آن شکیبایی می پردازد و

می فرماید:« الایمان علی أربع دعائم (شعب): علی الصبر، والیقین، والعدل، والجهاد. و الصبر منها علی اربع شعب: علی الشوق، و الشّفق، و الزهد، و الترقّّب: فمن اشتاق الی الجنّه سلا عن الشهوات؛ و من اشفق من النار اجتنب المحرمات؛ و من زهد فی الدنیا استهان بالمصیبات؛ و من ارتقب الموت سارع الی الخیرات؛[20] ایمان بر چهار پایه استوار است: صبر، یقین، عدل و جهاد.صبر بر چهار پایه قرار دارد؛ شوق، هراس، زهد و انتظار. آن کس که اشتیاق به بهشت دارد، شهوت هایش کاستی گیرد، و آن کس که از آتش جهنم می هراسد، از حرام دوری می گزیند و آن کس که در دنیا زهد می ورزد، مصیبت ها را ساده می پندارد و آن کس که مرگ را انتظار می کشد، در نیکی ها شتاب می کند. انواع صبر روایات صبر را در سه مقام مورد ملاحظه قرار داده اند: شکیبایی هنگام بلا و ناگواریها؛ بردباری در راه فرمان بری و اطاعت از خداوند و صبر در برابر گناهان و سرکشی ها. از جمله این روایات دو گفتار امیرمومنین(ع) است که پس از اشاره به سه نوع گذشته به نتایج شیرین و گوارای شکیبایی می پردازد و می فرماید: «الصبر: اما صبر علی المصیبه أو علی الطاعه أو عن المعصیه و هذا القسم اعلی درجه من القسمین الاولین؛[21]

صبر بر سه گونه است: شکیبایی در برابر بلایا و گرفتاریها، بردباری در مقام فرمان بری و عبادت و صبر بر گناه و کژی ها. البته نوع پایانی از دو نوع گذشته رتبه ای بالاتر دارد. و در دیگر روایات به نتایج صبر پرداخته و می فرماید: «الصبر عن الشهوه عفّه و عن الغضب نجدهٌ و عن المعصیه ورعٌ»[22] ؛ صبر بر شهوت رانی پاکدامنی و صبر بر خشم آزادگی و صبر بر گناه پارسایی است. و یا حدیثی است منسوب به امام صادق (ع) که می فرماید: صبر نسبت به ایمان به مثابه سر است نسبت به بدن؛ پس وقتی سر رفت، جسد برود و همین طور وقتی صبر رفت ایمان برود.[23] صبر بر بلا، از منازل دین و از مقامات رفیع موحدان است. به واسطه صبر، بندگان در سلک مقربان قرار می گیرند. صبر بنده را به مقامات ارجمند می رساند و بر مسند عزت می نشاند. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: « خداوند متعال، هرگاه بنده ای را به مرضی مبتلا سازد، باید که صبر کند و شکایت خود را به عیادت کنندگان باز نگوید. اگر صبر کرد، خداوند متعال بنا به حکمت خود، اگر به وی شفا عنایت کرد، گناه او را می آمرزدو اگر از دار دنیا چشم پوشید، او را به رحمت واسعه خود انتقال می دهد.[24] صبر جمیل در قرآن و روایات نوعی دیگر از صبر تحت عنوان «صبر جمیل» مطرح می شود. برای مثال خداوند در سوره معارج خطاب به پیامبر می فرماید: « فاصبر صبراً جمیلاً»[25] و امام محمد باقر (ع) در تفسیر این فراز از قرآن صبر جمیل را این گونه تفسیر می کند: « قلت لابی جعفر(ع): یرحمک الله ما الصبر الجمیل؟ قال: ذلک صبرٌ لیس فیه شکوی إلی النّاس»[26] هنگامی که از اتمام محمد باقر(ع) در مورد صبر جمیل پرسش شد، پاسخ فرمود: آن چنان صبری است که صابر ـ بخاطر وضعیت خویش ـ گله به نزد مردم نمی برد. گونه شناسی برخورد در برابر مصائب همان گونه که پیش تر آمد از جمله انواع صبر، شکیبایی در مقابل ناگواری ها است. اصولاً مردمان در کوران حوادث به چند دسته تقسیم می شوند:

الف) بی تابان: « إذا مسّه الشّر جزوعاً»؛[27] هنگامی که بدی به او می رسد بی تاب می شود. هم چنین می فرماید: اگر صبر پیشه می کنی مانند آزادگان( ویا اهل کرامت) صبر ورز؛ وگرنه همانند نادانان ناآزموده (و چهار پایان) آن را فراموش کن.[28] ب) بردباران: «و بشّر الصّابرین الّذین إذا اصابتهم مصیبه قالوا انّا لله و انّا الیه راجعون»؛[29] بشارت بده به استقامت کنندگان؛ آن ها که هرگاه مصیبتی به آن ها می رسد می گویند: ما از آن خداییم و به سوی او باز می گردیم. ج) صابران شاکر: «اللهم لک الحمد حمد الشّاکرین علی مصابهم»؛[30] بار الها سپاس سپاس گزران بر تو بادد بر بلایی که بر آنان گذشت. بدیهی است که این «سه راه» رفتاری، پیروزی ازآن گروهای دوم و سوم است و گروه اول جز نا امیدی و یأس نصیبی نخواهد داشت. در واقع بین منطق دین داران بردبار و بی تابان تفاوتی اساسی وجود دارد؛ بی تابان همه چیز را به سرعت، لحظه ای و آنی، طلب می نمایند و با اندک مخالفت و دشواری به بیراهه می برند. اما شکیبایان دشواری ها را گذرا دیده با شوق و انتظار روزگاران خوشی را در افق دید خود مشاهده می نمایند و به فرمایش امیر مومنین: « صبروا ایاما قصیرهً اعقبتهم راحهً طویلهً»[31] روزگار کوتاهی را صبر پیشه می کنند تا به راحتی دور و دراز برسند. بر اساس منطق ایشان عمر دنیا لحظه ای بیش نیست و دیوار سختی ها کوتاه تر از آن است که نتوان از آن گذشت. امام کاظم (ع)ـ که خود در دشوارترین شرائط می زیست ـ منطق دنیا و صبر را این گونه می نمایاند: « یا هشام إصبر علی طاعه الله و اصبر عن معاصی الله فإنّما الدّنیا ساعهٌ فما مضی فلیس تجد له سروراً و لا حزناً و ما لم یأت منها فلیس تعرفه فاصبر علی تلک السّاعه الّتی أنت فیها فکأنّک قد اغتبطت»[32] ای هشام در انجام عبادات راه شکیبایی پیش گیر و در برابر گناهان بردبار باش. مطمئنا دنیا لحظه ای بیش نیست. از شادمانی ها و غم های گذشته آنبهره ای نخواهی برد و بر آنچه نیامده است آگاهی نداری، پس در لحظات حاضر زندگانی ، شادمانه و شکیبا باش. و براین مبناست که شکیبایی در دوران سخت و دشواری زمینه ای است برای رهایی و روزگار شادمانی. ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت     با درد صبر کن که دوا می فرستمت[33] موانع صبر در آیات و روایات همان گونه که به علل و عوامل ایجادی صبر توجه شده است به آسیب شناسی آن نیز پرداخته شده و علل و عواملی که مانع صبر در شخص می شود را توضیح داده اند. در این جا تنها به یکی از مهم ترین این موانع اشاره و بسنده می شود؛ زیرا این مانع از موانع مهمی است که قرآن در چند آیه بدان اشاره می کند و حتی پیامبر (ص) را نسبت به آن هشدار می دهد. این مانع چیزی جز شتابزدگی نیست؛ زیرا عاملی بسیار مهم در راه تحقق صبر و شکیبایی است. انسان دارای طبیعتی است که وی را شتابزده می کند: «خلق الانسان من عجل»[34] هر گاه کارها به مراد نرفت جام صبرش لبریز می شود و رفتاری شتاب زده در پیش می گیرد. از این رو خداوند به پیامبر (ص) دستور می دهد و سفارش می کند که همانند پیامبران الوالعزم عمل کند ودر کارها شتابزدگی پیشه نکند.[35] بنابراین میان شتابزدگی و عجله از سویی و صبر ارتباط معنا داری است. این آیه به صراحت بیان می کند که هر گاه شتاب از دری آمد صبر از دری دیگر گریخت. لذا لازم است انسان خود را کنترل و مهار کرده و نگذارد تا غریزه و یا فطرت و یاطبیعت شتابزدگی بر وی چیره شود؛ بلکه تلاش کند تا آن را نیروی عقل و خرد و تقوا مدیریت کنئ و نگذارد تا بر جان و قلب و عقلش حاکم گردد. جایگاه صابران صبر همان گونه که از صفات مومنان پرهیز کار است، زمینه ساز عروج یا ورود به مراحل کامل تر نیز می باشد. شکیبایی راه گذری است که نعمت ها و پاداش های بی دریغ از آن فرو می بارد و جان خسته صابر را میان چشمه های زلال لطف و عنایت آرامش می بخشد. در ادامه به برخی از این الطاف اشاره می نماییم: 1.  درود و رحمت پروردگار: « وبشّر الصابرین الّذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انّا لله و انّا الیه راجعون اولئک علیهم صلواتٌ من ربّهم و رحمهٌ؛[36] ... آنان که درود و رحمت خدا بر آنان باد.... 2.  هدایت یافتگی: « و بشّر الصابرین الذین ... و اولئک هم المهتدون».[37] 3.  مقام وراثت: « و اورثنا القوم الذین کانوا یستضعفون مشارق الارض و مغاربها الّتی بارکنا فیها و تمّت کلمه ربّک الحسنی علی بنی اسرائیل بما صبروا»؛[38] و مشرق ها و مغرب های پر برکت زمین را به آن قوم زجر کشیده واگذار کردیم و وعده نیک پروردگارت بر بنی اسرائیل، به خاطر صبر و شکیبایی آنان تحقق یافت. 4.  مقام امامت: « و جعلنا منهم ائمهً یهدون بأمرنا لمّا صبروا»؛[39] و از آنان پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما ـ مردم راـ هدایت می کردند، چون شکیبایی نمودند. نشانه های صابران سلوک در طریق صابری برای خویش راه و رسمی دارد. صابر افسرده و شکسته نمی شود، دل آزردگی را به کناری می نهد و در برابر خالق بر نمی آشوبد. پیامبر اکرم (ص) با بر شمردن نشانه های صابری علت ها را نیز برمی شمارند . می فرمایند: «علامه الصّابر فی ثلاثٍ اوّلها أن لا یکسل و الثّانیه أن لا یضجر و الثّالثه أن لا یشکو من ربّه عزّوجلّ لانّه إذا کسل فقد ضیّع الحقوق و إذا ضجر لم یؤدّ الشکر و إذا شکا من ربّه عزّوجلّ فقد عصاه»؛[40] سه چیز نشانه صابری است: اول( در مقام عمل) سستی نمی کند؛ دوم: بی تاب نمی شود؛ سوم: گلایه از خداوند ندارد؛ چرا که اگر سستی بورزد، حقوق دیگران را از بین خواهد برد و هنگامی که بی تابی نماید، حق شکر وسپاس را به جای نمی آورد و زمانی که در مقام گله برآید، در برابر پروردگارش به سرکشی پرداخته است. شیعه و شکیبایی آنچه تا کنون آمد باز شناسی شکیبایی بود و بس؛ اما جایگاه شیعه و پیروان خاص در این حکایت بردباری و عمل در کجاست؟ بیایید بی هیچ مقدمه خود را در معرض تابش کلام امام صادقین حضرت جعفر بن محمد الصادق قرار دهیم که به برخی از اصحابش فرمود: «إنّا صُبُرٌ و شیعتنا أصبر منّا، قلت جعلت فداک کیف صار شیعتکم أصبر منکم؟ قال لأنّا نصبرعلی ما نعلم و شیعتنا یصبرون علی ما لا یعلمون؛[41] بی گمان ما مردان میدان صبر هستیم و پیروان ما از ما شکیباترند. گفتم: فدایت شوم چگونه شیعیانتان از شما صبورترند؟ فرمود: به واسطه آن که ما بر آنچه آگاهی داریم شکیبایی می ورزیم و شیعیانمان بر آنچه نمی دانند بردباری می کنند. یعنی یک وقت است که انسان می داند در آینده چه اتفاق خواهد افتاد و (چه تلخ و چه شیرین) صبر کردن بر این قضیه آسان تر است از جایی که شخص از هیچ چیزی خبر ندارد و نمی داند در آینده چه چیزی در انتظار اوست که صبر کردن در این مورد به مراتب سخت تر و دشوارتر است. رسول گرامي نيز فرمودند: «الصبر نصف الايمان»؛ صبر نصف ايمان است. غزالي در احياء العلوم دو وجه براي اين روايات ذکر کرده است: 1- ايمان اطلاق بر تصديقات و اعمال مي شود، پس براي ايمان دو رکن است يکي يقين و ديگري صبر، مراد از يقين، معارف قطعي است و مراد از صبر، عمل به مقتضاي يقين. و رسول گرامي اين دو را (يقين و صبر) را در روايتي جمع کرده و فرموده اند: «من اقل ما اوتيتم اليقين و عزيمه الصبر»، از کمترين چيزهائي که اعطا شده ايد يقين و صبر است. 2- وجه دوم اين که ايمان مشتمل است بر اموري که نفع مي بخشد و بر اموري که ضرر مي زند، مومن بايد اعمال نافع را انجام داده، و شکر گزارد، و اعمال مضر را ترک کرده، و صبر در مقابل ترک آنها کند، پس شکر در مقابل اعمال نافع و صبر در مقابل اعمال مضر است، پس شکر نصف ايمان است، و صبر نصف ديگر آن و به همين جهت يکي از صحابه گفت: «الايمان نصفان، نصف صبر و نصف شکر»، ايمان دو نصف است، نصفي صبر و نصفي شکر. در اهميت صبر همين بس که تمام اخلاق حميده به صبر برمي گردد، لکن براي اين صبر در هر موردي اسمي است، اگر صبر در برابر شهوت شکم و فرج باشد، عفت نامند و اگر در تحمل امر غير ملايمي و سختي باشد، اسمهاي آن نزد مردم مختلف است، اگر در مصيبت باشد، صبر و ضد آن را جزع گويند، اگر در موقع بي نيازي و ثروتمند بودن باشد که خود را نبازد، «ضبط نفس» گويند که در مقابلش «بطر» است که تکبر و خود را بزرگ شمردن باشد و اگر در جنگ باشد، شجاعت و ضدش «جبن» است و اگر در فرو نشاندن غضب باشد، حلم و ضدش «سفه» و نوعي ناداني است و اگر در برابر حوادث خير و شر روزگار باشد، سعه صدر و ضدش ناراحتي و ضيق صدر است، و اگر در مخفي کردن کلام باشد، کتمان سر است و اگر در برابر زياده خواهي و زياده بر زندگي معمولي باشد، زهد و ضدش حرص است و اگر صبر بر بهره هاي کم باشد، قناعت و ضدش «شره» و شدت ميل است. و بواسطه ي اشتمال صبر بر اين صفات وقتي از پيامبر از ايمان سوال کردند، حضرت فرمودند: «هوالصبر» زيرا صبر اکثر اعمال ايمان و عزيزترين اعمال آن است.[42] منابع: 1.  قرآن 2.  اصول کافی، ثقه الاسلام کلینی، تهران، دارالکتب الاسلامیه،1367 3.  معراج السعاده، گزیده، ملا احمد نراقی، انتشارات رشیدی. 4.  نهج البلاغه، صبحی صالح، انتشارات هجرت،1395 ق 5.  علل الشرایع، شیخ صدوق، دار الحجه للثقافه، 1406ق 6.  دیوان اشعار حافظ، به کوشش خلیل خطیب رهبر، انتشارات صفی علیشاه، 1377ش. 7.  مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، قم، موسسه آل البیت(ع) لاحیاء التراث، 1407ق 8.  شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید 9.  لسان العرب، ابن منظور، قم نشرادب الحوزه، 1405ق. 10.     فرهنگ الرائد، جبران مسعود، ترجمه دکتر رضا انزابی نژاد 11.     مجمع البحرین، فخر الدین طریحی، بیروت، مکتبه الهلال، 1985م.      [1]ـ فرهنگ الرائد، جبران مسعود، ترجمه دكتر رضا انزابي نزاد، ج2 ص1058 [2]ـ لسان العرب، ج4، ص438 [3]ـ مجمع البحرين، ج3، ص358 [4]ـ الرائد، ج2، ص58 [5]ـ همان، ج1، ص697. [6]ـ لسان العرب، ج12، ص146 [7]ـ مجمع البحرين، ج6، ص49 [8]ـ نهج البلاغه، خطبه 193 [9]ـ سعدي، ديوان اشعار [10]ـ سوره بقره/ 45 [11]ـ همان/ 155 [12]ـ نهج البلاغه، ص406 [13]ـ مستدرک الوسایل، ج2،ص431 و بحارالانوار، ج68 ، ص 92 [14]ـ بقره / 249. [15]ـ ر.ک: تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج 2، ص307 [16]ـ محتشم کاشانی، دیوان شعر [17]ـ غررالحکم، شماره 6364. [18]ـ همان، شماره 6317. [19]ـ «الصبر من الایمان کالرأس من الجسد و لا خیر فی جسدٍ لا ردس معه و لا فی ایمان لا صبر معه» نهج البلاغه، کلمه قصار/ 82 [20]ـ نهج البلاغه ،قصار 31. [21]ـ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج1، ص319. [22]ـ مستدرک الوسائل، ج11، ص263. [23]ـ اصول کافی، ج2، ص87. [24]ـ معراج السعاده، ملا احمد نراقی، ص213. [25]ـ سوره معارج /5 [26]ـ اصول کافی، ج2، ص93 [27]ـ سوره معارج / 20. [28]ـ نهج البلاغه، صبحی صالح، ص548. [29]ـ سوره بقره / 155 و156. [30]ـ زیارت عاشورا [31]ـ نهج البلاغه، خطبه 193. [32]ـ مستدرک الوسائل، ج11، ص 262. [33]ـ دیوان اشعار حافظ. [34]ـ انبیاء /37 [35]ـ احقاف /35 [36]ـ بقره /155 و156. [37]ـ بقره 157 [38]ـ [39]ـ سوره سجده / 24. [40]ـ شیخ صدوق، علل الشرایع، ص498؛ وسائل الشیعه، ج16، ص23. [41]ـ اصول کافی ، ج2، ص93. [42]ـ انوار نعمانیه به نقل از احیاء العلوم غزالی، ص198ـ200  vaezoon.i